گفته شود تبعيد از حقوق الهى است و در حقوق الهى بنابر تسامح است ؛ در نتيجه ، ادعاى او پذيرفته مىشود ؛ چنانكه شربينى و رملى گفتهاند .
اين مسأله را ما در كتب اماميه نيافتيم . « 1 »
علت اينكه فقهاى ما چيزى در اين زمينه نگفتهاند ، شايد اين باشد كه كه نيازى به اين بحث نبوده است ؛ چون حاكم شرع در ديوان و دفتر خود مسأله تبعيد و يا زمان تبعيد را ثبت مىكند . برخى از علماى اهل سنت مانند رملى « 2 » گفتهاند : اگر تبعيدى در ادّعاى خود ، مورد سوءظن باشد قسم مىخورد . شربينى « 3 » گفته است : اگر مورد سوءظن هم نباشد ، مستحب است قسم بخورد . ما علت اين استحباب و دليل آن را نفهميديم .
8 . اگر زمان تبعيد به پايان برسد ، آيا تبعيدى بدون هماهنگى با حاكم شرع و بدون اجازه مىتواند به وطن بازگردد ؟ ممكن است گفته شود نيازى به هماهنگى و اجازه ندارد و كسى كه در مدتى طولانى تكليف خود را انجام داده ، وجهى ندارد آزادى او به تأخير بيفتد و لازم باشد براى بازگشت اجازه بگيرد .
هيچيك از فقهاى ما متعرض اين مسأله نشدهاند ، ولى برخى از علماى شافعى گفتهاند : بدون اجازه نمىتواند بازگردد و اگر برگشت تعزير مىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) - همان ، ص 286 .
( 2 ) - مغنى المحتاج ، ج 4 ، ص 148 .
( 3 ) - نهاية المحتاج ، ج 7 ، ص 428 .
( 4 ) - اسنى المطالب ، ج 4 ، ص 130 .