پيروزى مىساخت . تيمور بود كه در بغداد 100 هزار نفر را كشت « 1 » و در اصفهان هفتاد هزار نفر را سر بريد و منارهاى بيادگار قهر و غضب بنا كرد . « 2 »
نرون بود كه ملت را در پوست حيوانات مىكرد و پيش درندگان مى - انداخت و يا آنكه ملت خود را در ميان شعلههاى آتش مىافكند و از نورى كه از سوختن مردم در شب تاريك مىدرخشيد استفاده ميكرد و بدينوسيله انجمن عيش و طرب خود را ميآراست ، و در وجد و طرب و رقص بسرمىبرد . « 3 »
نرون آنقدر خونخوار شده بود كه رحم بمادر و آموزگار و برادر خود نكرد ، و آنانرا كشت . « 4 »
چنگيز بود كه در كشتار دستهجمعى و قتلعامها مثل يك نفر ميرغضب بى - عاطفه ، اجراء حكم مىكرد و بين فقير و غنى و كوچك و بزرگ و مرد و زن و مسلمان و غير مسلمان فرقى نمىگذاشت . « 5 »
بهترين جملهاى كه معرف واقعى خان مغول است اين جمله است : « شهرها را از بن بركندند ، جنگلها را از ريشه برانداختند ، قلعهها را منهدم ساختند درختها را از بيخ بريدند ، باغها را با خاك يكسان كردند و شهرى و دهاتى را از دم تيغ گذراندند . اگر اتفاقا بر بعضى بىگناهان رحمت مىآوردند ايشان را ببدترين وضع بندگى وامىداشتند كه عليه نزديكان و همسايگان خود در صفوف اول اردوى مغول بجنگند . » « 6 »
آرى زمامداران مغول « بر هيچكس رحم نكردند . زنان و مردان و كودكان را كشتند و شكمهاى حاملگان را دريدند و اطفال جنين را بقتل رساندند . » « 7 »
بدون ترديد ، امثال خان مغول و امپراطور روم ( نرون ) و تيمور روى
هامش
( 1 ) دائرة المعارف فريد وجدى ج 2 صفحه 730
( 2 ) تاريخ كليساى قديم . . : 324
( 3 ) تاريخ كليساى قديم . . . صفحه 151
( 4 ) دائرة المعارف فريد وجدى ج 10 صفحه 433
( 5 ) تاريخ ايران ج 1 صفحه 72
( 6 ) تاريخ ايران ج 1 صفحه 104
( 7 ) تاريخ ابن اثير ج 9 صفحه 329