آنست ملعونست مگر آنچه براى من باشد ، اى موسى بندگان شايستهء من باندازهء دانششان در دنيا زهد ورزيدند ، و ديگران باندازهء نادانيشان بدان رغبت كردند ، و كسى نيست كه آن را بزرگ شمارد و چشمش در آن روشن گردد ، و هيچ كس آن را زبون و پست نشمرد جز آنكه بدان بهرهمند شود .
10 -
( ترجمه اين حديث در اول همين باب در شمارهء 2 گذشت ) .
11 -
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : عيسى بن مريم بقريهء گذشت كه اهل آن و پرندهها و جاندارانش يك جا مرده بوند ، فرمود : همان اينها بخشم و عذاب ( خدا ) هلاك شدهاند ، و اگر بمرگ خود بتدريج مرده بودند هر آينه يك ديگر را به خاك سپرده بودند ، حواريون عرضكردند : يا روح اللَّه از خدا بخواه اينان را براى ما زنده كند تا بما بگويند كردارشان چه بوده ( كه به اين عذاب گرفتار شدهاند ) تا ما از آن دورى كنيم ، عيسى عليه السّلام از پروردگار خود خواست ، پس از جانب فضا به دو ندا شد : كه آنان را صدا بزن ، پس عيسى عليه السّلام شب هنگام بر تپهء از زمين برآمد ، و فرمود : اى مردم اين ده ، يك تن از ميان آنها پاسخ داد ، بلى اى روح خدا و كلمهاش ، فرمود : واى بر شما كردار شما چه بود ؟ در پاسخ عرضكردم : پرستش طاغوت ، و دوستى دنيا بهمراه ترس اندك ( از خدا ) و آرزوى دور و دراز ، و غفلت در سرگرمى و بازى ، عيسى عليه السّلام فرمود : دوستى شما به دنيا چگونه بود ؟ عرضكرد : مانند دوستى كودك بمادرش ، هر گاه بما رو مىآورد شاد و خرسند ميشديم ، و چون از ما رو مىگرداند گريان و غمناك ميشديم