قدمش در مقام قرب ثابت گردد ، و گوشت و خونش بمحبت آميخته گردد تا آنجا كه يكسره از نفس خود غافل گردد ، و اغيار از نظر او پراكنده شوند و من بمنزلهء گوش و چشمش شوم ، چنانچه در مبالغهء محبت بين دو دوست گويند : تو گوش و چشم و دل منى . . . دوم آنكه مقصود اين باشد كه بواسطهء شدت محبت بحقتعالى و تخلق باخلاق خدا جل و علا از خود اراده و محبتى ندارد ، و نشنود جز آنچه خدا خواهد ، و نگاه نكند جز به آنچه خدا دوست دارد . . . سوم اينكه خداوند سبحان در بدن انسان و قلب و روحش قواى ضعيفهء بوديعت نهاده كه تمامى آنها در معرض زوال و فنا است ، پس اگر آنها را در پيروى هواى نفس و شهوات جسمانى صرف كرد دستخوش زوال گردد و جز حسرت و ندامت اثرى از آنها بجاى نماند ، و اگر در اطاعت پروردگار و پيروى او به كار برد خداوند آنها را نيرو دهد و تقويت كند تا آنجا كه يكسره كامل گردد و ابدى شود و امثال مرگ و كرى و كورى و گنگى در او نقصى نياورد ، و چنان شود كه در قبر و قيامت نيز همانند اين عالم بشنود و ببيند و سخن گويد ، چنانچه در حديث شريفه نبوى است :
« اتقوا فراسة المؤمن فإنه ينظر بنور اللَّه »
و چنانچه در كلام امير المؤمنين عليه السلام است :
« ما قلعت باب خيبر بقوة جسمانية بل بقوة ربانيه »
و اين وجوه را شيخ بهائى قدس سره فرموده و ديگران از او نقل كردهاند .
9 -
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هر كه مؤمنى را بخاطر ندارى و فقرش پست و كوچك شمارد ، خداوند روز قيامت او را در برابر خلائق رسوا كند ( و بزشتى شهره سازد ) .
10 -
و از آن حضرت روايت شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : همانا پروردگار من مرا به آسمان بالا برد ، و از پس پردهء حجاب به من وحى كرد آنچه كرد ، و بىواسطه با من سخن گفت تا آنكه به من فرمود :
اى محمد هر كه دوستى از من خوار كند بجنگ با من كمين كرده ، و آنكه با من جنگ كند با او بجنگم ، گفتم :
پروردگارا اين دوست تو كيست ؟ من دانستم كه هر كه با تو بجنگد تو با او بجنگى ؟ به من فرمود : او آن كسى است كه من براى تو و وصيت و فرزندانت بولايت و دوستى از او پيمان گرفتهام .
توضيح
- مجلسى ( ره ) گويد : مقصود از حجاب و پرده همان حجاب معنوى است كه امكان بندهء خدا و ممكن بودن اوست كه مانع از درك حقيقت ربوبيت است ، و بعضى گفتهاند : مقصود از حجاب فرشته است ، و مقصود از « مشافهه » بدون وساطت فرشته است .