عادل با او نباشد ، من بعبادت آن دو از تمامى آنچه در زمينم آفريدم بىنياز باشم و هر آينه هفت آسمان و هفت زمين بخاطر او بر پا باشند ، و براى آن دو از ايمانى كه دارند آرامشى فراهم سازم كه نيازى به آرامش ديگرى نداشته باشند .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : مقصود از بىنيازى خداوند بعبادت يكمؤمن و يك امام از عبادت ديگران پذيرفتن عبادت آن دو است و گر نه خداى متعال غنى بالذات است و نيازى بعبادت هيچ كس ندارد ، و نيز مقصود از بودن يك مؤمن و يك پيشوا اعم است از اينكه بالفعل آن مؤمن موجود باشد يا بالقوه ، زيرا چه بسا پيمبرانى كه مبعوث شدند و تا مدتى كسى به آنها ايمان نياورد چنانچه در باب كمى عدد مؤمنين گذشت كه حضرت ابراهيم عليه السلام يك تنه عبادت خداى را ميكرد و كسى با او نبود تا آنكه خداوند او را باسماعيل و اسحاق مأنوس كرد ، و بعضى گفتهاند مقصود بيان حال اين امت است پس منافاتى با تنهائى پيمبران گذشته ندارد .
2 -
مفضل بن عمر گويد : كه حضرت صادق عليه السلام فرمود : چون روز قيامت شود يك منادى ندا كند : كجايند روگردانان از دوستان من ؟ پس دستهء كه صورت آنها گوشت ندارد برخيزند ، پس گفته شود : اينهايند آن كسانى كه مؤمنين را آزردند ، و با آنان دشمنى كردند ، و عناد ورزيدند ، و آنها را در دينشان با درشتى سرزنش كردند ، سپس فرمان شود كه آنان را بدوزخ برند .
3 -
از حضرت صادق عليه السلام حديث شده كه فرمود : رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى تعالى فرموده است : هر كه بيك دوستى از من اهانت كند ، بتحقيق بجنگ با من كمين كرده است .
4 -
حضرت صادق عليه السلام فرمود : هر كه مؤمنى را خوار شمارد چه ( آن مؤمن ) مستمند باشد .