از آن حضرت پرسيدم : از گفتار خداى عز و جل ( كه در بارهء قرآن فرمايد : ) « به زبان عربى روشنكنندهاى است » ( سورهء شعراء آيهء 195 ) ؟ فرمود : يعنى زبانها را بيان كند و زبانى آن را بيان نكند .
شرح
- مجلسى ( ره ) گويد : برخى گفتهاند : يعنى قرآن نيازمند باستشهاد باشعار عرب و كلمات آنها نيست بلكه به عكس است زيرا قرآن فصيحترين كلامى است كه همگى بدان اعتراف دارند . ( پايان كلام مجلسى ( ره ) ) .
و محتمل است مقصود اين باشد كه زبان عربى داراى ريزهكاريها و لطائف و كناياتى است كه آنها را به هيچ زبانى نمىتوان ترجمه كرد چنانچه بر اهل اطلاع از ادبيات عرب پوشيده نيست ، و اين بدان جهت است كه لغت عرب جامعترين و وسيعترين لغات است و گاهى براى يك معنى چندين لغت ( كه هر كدام روى نكتهء خاصى وضع شده ) و بالعكس براى چندين معنى گاهى يك لغت وضع شده ( كه آن هم روى قرينه و خصوصيات از هم متمايز ميشوند ) و البته اين مطلب احتياج بتوضيح بيشترى دارد كه از وضع شرح و ترجمه ما بيرون است ولى چكيدهء بحث همان است كه گفته شد .
21 -
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : هيچ كس نيست كه آخر سورهء كهف را بخواند جز اينكه در هر ساعتى كه بخواهد از خواب بيدار شود .
22 -
سعيد بن يسار گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم : سليم ( كه نام ) آزاد كردهء شما است يادآور شده كه جز سورهء يس از قرآن چيز ديگرى حفظ ندارد و شب برميخيزد و آنچه ميداند ( يعنى همان سورهء يس را ) ميخواند و بپايان ميرسد و ديگر چيزى بلد نيست كه بخواند آيا همان را تكرار كند و دوباره بخواند ؟ فرمود : آرى باكى نيست .
23 -
سالم بن سلمة گويد : مردى براى حضرت صادق عليه السّلام قرآن ميخواند ( و آن حضرت گوش ميداد ) و من شنيدم كه حروفى از آن كه ميخواند آن طور كه مردم ميخوانند نبود ( و از نظر حروف و قرائت تفاوت