برخوردم نفرينش كردم ، گويد : فرمود : چون به تو پشت كند و رو گرداند نفرينش كن ، پس من اين كار را كردم و زمانى نگذشت كه خدا مرا از شر او آسوده كرد .
شرح
- ظاهر اين خبر با ذيل حديث اول از باب قبل كمى منافات دارد زيرا در آنجا فرمود نفرين در حق همسايه صحيح نيست و مستجاب نشود چون انسان ميتواند خانه خود را بفروشد و از وى خلاص شود و در اينجا فرمود نفرين با چنين شرطى ( يعنى هنگام پشت كردن و رو گرداندنش ) پذيرفته گردد و رفع تنافى بقرينهء عنوان باب بدين است كه در حديث قبل مراد نفرين در حق همسايهايست كه صدمهاش به انسان تنها از جهت همسايگى است نه از راه دشمنى . و در اين خبر مراد نفرين بدشمنى است كه در همسايگى انسان است نه همسايه فقط .
2 -
و از حضرت ابى الحسن عليه السلام روايت شده كه فرمود : هر گاه يكى از شماها بر دشمن نفرين كند بگويد : « اللهم اطرقه ببلية لا اخت لها و ابح حريمه » ( يعنى بار خدايا او را ببلاى شبانه كه مانند ندارد دچار كن ، و دشمن را بر او چيره ساز ) .
3 -
يونس بن عمار گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم : من گرفتار همسايهاى - از قريش از آل محرز - شدهام كه نام مرا فاش كرده و مرا شهرهء مردم ساخته ( كه همه مرا بشناسند ) هر گاه به او بگذرم گويد :
اين رافضى است و مالها را بنزد جعفر بن محمد ميبرد ؟ گويد : حضرت به من فرمود : در نماز شب به او نفرين كن آنگاه كه به سجده روى در سجدهء آخر از دو ركعت اول ، پس خداى عز و جل را حمد كن و تمجيد نما و بگو : ( آنچه ترجمهاش اينست : ) بار خدايا فلان پسر فلان مرا شهرهء مردم كرده ، و نام مرا فاش كرده و مرا بخشم آورده و در معرض خطرها قرار داده بار خدايا او را با تير شتابانى بزن كه او را از من باز دارى ،