در حديث است كه آن حضرت ( يعنى رسول خدا « ص » ) فال را دوست داشت و « طيره » را خوش نداشت و پس از نقل گفتار نهاية در لغت طيرة گويد :
در رفع طيره چند احتمال است : ( 1 ) رفع مؤاخذه و عقاب از اين خاطرهاى كه در دل رخ دهد ، زيرا جلوگيرى از آمدن اين خاطره در نفس ميسور نيست ، و كفارهاش ترتيب اثر ندادن و نياوردن عمل بمقتضاى آنست ، و اينكه توكل به خدا كند و بدون توجه بفال بدى كه در دلش خطور كرده دنبال كار خود رود ، و روى همين جهت رسول خدا ( ص ) فرمود : هر گاه در كارى فال بدزدى آن را انجام بده ( و اعتنائى بفال مكن ) . ( 2 ) معناى رفع طيره يعنى رفع تأثيرش از اين امت ببركت آنچه از رسول خدا ( ص ) و ائمهء اطهار در بارهء آنها رسيده از اعتناء نكردن و توكل بر خدا و دعاها و ذكرهائى كه جلوى فال بد را ميگيرد .
( 3 ) اينكه مقصود از رفع آن جلوگيرى از عمل كردن بر طبق آنست چنانچه صاحب نهايه و ديگران گفتهاند ، و ظاهرترين معانى در اينجا همان معناى اول است ، و اما اينكه آيا فال بد اثر دارد يا نه ؟ اخبار در اين باره متفاوت است و آنچه از رويهمرفته آنها استفاده شود اينست كه در صورتى كه در نفس اثر كند بىتأثير نيست ، و اما اگر بدان اعتنا نشود و چون خطور كرد انسان به خدا توكل كند و بدان ترتيب اثرى ندهد تأثير نكند .
و اما « وسوسهء در تفكر » چند احتمال دارد : ( 1 ) وسوسههاى شيطانى در انديشه كردن در حالات مردم و بدگمانى به آنها در آنچه از ايشان مشاهده كند ، زيرا كه آن چيزى است كه خواه و ناخواه در نفس بيايد و جلوگيرى از آمدن آن ميسور نيست ، ولى بايد به اين گمان بد خود حكم در بارهء مردم نكند ، و آن را آشكار نسازد ، و بموجب آن عمل نكند باينكه آنها را قدح كند يا شهادتشان را رد كند و مانند اينها .
( 2 ) تفكر و انديشه در وسوسههائى كه راجع باصل آفرينش و مبدء پيدايش مخلوقات و اينكه خداى آفريننده خودش چگونه آفريده شد و در كجاست و مانند اين وسوسهها كه اگر به زبان آيد موجب كفر و شرك گردد ، و مؤيد اين معنا است اخبار بسيارى كه در باب وسوسه و حديث نفس گذشت و عامه نيز به همان مضمون رواياتى نقل كردهاند .
( 3 ) تفكر در قضا و قدر و آفريده شدن اعمال بندگان و حكمت در خلقت برخى از شرور در عالم ، چون شيطان و حيوانات مؤذى ، و در بارهء تسلط مردمان بد بر نيكان و اخيار و خلقت كفار و دوزخ و چيزهاى ديگرى كه همه كس بدانها دچار گردد ، و همهء اينها تا زمانى كه در نفس مستقر نگردد و موجب شك در حكمت آفريننده و عدالتش . . . نگردد از آن عفو شده است .
الكافي ( أصول كافى ) ( فارسى ) — صفحة 205
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٠٥