محققين اصولى مسلك گفتهاند : « إنّ هذه الآية أصرح و أظهر دليل على البراءة فى الشبهات البدوية » .
كيفيت استدلال : از اين آيه چنين استفاده مىشود كه سنت الهى بر اين بوده و هست كه هيچ قوم و گروهى را عذاب نمىكند مگر اينكه نخست پيامبرانى را به سوى آنان مىفرستد . خداوند احكام الهى را توسط انبيا به مكلفين ابلاغ مىكند و بر آنان حجت را تمام نموده سپس اگر اصلاح نشدند بر آنها عذاب نازل مىكند . مفهوم مخالف آيه هم اين است كه قبل از ايصال تكاليف و اتمام حجت ، مؤاخذهاى در برابر تكاليف واقعيه مجهوله نيست ؛ حال شرب توتون يا اقامه و . . . از شبهه تحريميه و وجوبيه امورى هستند كه در آنها بر بندگان حجت تمام نشده و بيانى مبنى بر حرمت يا وجوب نرسيده ، پس مخالفت آن كيفرى ندارد ؛ و هذا هو معنى اصالة البراءة و هذا هو المطلوب .
بر اين استدلال دو اعتراض وارد شده است :
1 . آيه شريفه به قرينهء « ما كان » كه فعل ماضى است در نفى تعذيب از امتهاى پيشين و نفى اهلاك آنان قبل از ارسال رسل و انزال كتب و اتمام حجت بر آنان به واسطه معجزات ظهور دارد . پس آيه مربوط به عقاب دنيوى در امم سالفه بوده و مورد بحث ما عذاب اخروى بر امت پيامبر در برابر شبهات بدويه است . پس آيهء شريفه از مورد بحث ما يعنى شبهات بدويه ، به كلى اجنبى و بيگانه است .
به اين اعتراض دو جواب داده شده است :
الف . اگر با نبود بيان و عدم ابلاغ ، عذاب دنيوى منتفى است ، پس عذاب اخروى به اولويت قطعيه منتفى است ؛ چون عذاب دنيوى به مراتب از عذاب اخروى موهونتر است .
ب . چنانكه در اصل استدلال ذكر شد در اينگونه موارد لفظ « كان » از معناى زمان گذشته يا حال يا آينده به كلى منسلخ است و يك سنت الهى را بيان مىكند ؛ پس به امتهاى سلف اختصاص ندارد .
2 . آيهء شريفه فعلا و خارجا در مقام نفى تعذيب بوده و مورد بحث ما در استحقاق
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 33
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٣٣