قد اشتريته و لعلّه سرقة او المملوك يكون عندك و لعلّه حر قد باع نفسه أو خدع فبيع قهرا أو إمرأة تحتك و لعلّها اختك أو رضيعتك و الاشياء كلّها على هذا حتّى تستبين أو تقوم به البيّنة .
دوم . رواية عبد اللّه بن سليمان : قال : سألت ابا جعفر عليه السّلام عن الجبن الى ان قال ، سأخبرك عن الجبن و غيره كل ما كان فيه حلال و حرام فهو لك حلال حتى تعرف الحرام منه بعينه فتدعه من قبل نفسك .
سوم . رواية عبد اللّه بن سنان عن الصادق عليه السّلام : كل شىء فيه حلال و حرام فهو لك حلال حتى تعرف الحرام منه بعينه فتدعه .
كيفيت استدلال : از ميان روايات مذكور به پنج روايت تمسّك مىكنيم :
1 . حديث رفع : در اين حديث از جهات گوناگون مىتوان بحث كرد ، ولى ما آن بخش را كه مربوط به اصالة البراءة است مىآوريم و آن اينكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده :
خداوند بر امت من منت نهاده و نه چيز را از گردن آنها برداشته است . يكى از آنها چيزهايى است كه نمىدانند و به آنها اعلام نشده و اين از عهدهء آنها مرفوع است .
حرمت استعمال دخانيات ، وجوب اقامه و . . . از اين قبيلاند . در رابطه با اين فراز از حديث نكاتى چند مطرح است كه مكمّل استدلال هستند :
اول . رفع بر دو قسم است :
الف . رفع در مرحلهء ظاهر يعنى حكمى كه در واقع و لوح محفوظ ثبت و ضبط است در مرحلهء ظاهر از گردن ما برداشته شود و عقابى نداشته باشد .
ب . رفع در مرحلهء واقع يعنى حكمى از لوح محفوظ پاك شود كه مبناى مصوّبه است . حال مراد از رفع در ما نحن فيه رفع ظاهرى است نه واقعى ؛ يعنى تكاليف واقعيه عند اللّه تعالى ثابتاند و آن احكام ميان عالم و جاهل مشتركاند و همگان در واقع نسبت به آنها مكلفاند ، منتهى در ظاهر از كسانى كه آگاهى به واقع ندارند آن تكاليف برداشته شده است . منظور آن است كه وجود آن تكاليف كالعدم است و اگر احيانا آن را از روى جهالت مخالفت نمودند ، عقابى ندارند .
دوم . آثارى كه بر فعل ما مترتب مىشوند ، به چهار بخش تقسيم مىگردند :
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٣٥