بلى تبقى محكم الاساس * شمال من يمضى إلى العباس
متصلا من الجدار الغربى * فى باب صحن السبط أو فى القرب
مناره عبد ، ويران گشت و ديگر هيچ اثر و نشانهاى از آن بر جاى نيست ؛ زيرا گفتند : ستونش به سستى گراييده . در سال 1354 از اين روزگار ، ساختمانى كه با شالوده استوار ، بر جا بود و در ناحيه شمالىِ كسى كه به زيارت حضرت عباس ( ع ) مىرفت ، قرار داشت ، در حالى كه به ديوار غربى متصل بود ، كنار در ورودى صحن امام حسين ( ع ) يا نزديك آن .
آنگاه توجه خواننده را به اين حقيقت كه محل آن نيز در آيندهء نه چندان دور از بين خواهد رفت ، جلب مىكند و مىگويد :
وربما يزال كالسبيل * ان بنى الصحن على التعديل
و چه بسا ( محلّ آن نيز ) نابود و به راه عبور و مرور ، تبديل شود ، اگر درصدد توسعه و گسترش صحن شريف برآيند .
و سرانجام ، مناره عبد را رمز و نماد هر چيزى كه از عالم وجود زوال مىپذيرد ، برمىشمارد و اظهار مىدارد :
فنصبت بين سبيل أحمد * ومأذن العبد فويق المسجد
فمأذن العبد عرفت حاله * وأنه المنارهء المزاله
پس ميانه راهى كه كشيده شد ، قرار گرفت ، حال آنكه مناره عبد بر فراز مسجد بود . اكنون حال و روز مناره عبد را دانستى و آگاه شدى كه از بين رفته است .
گويا در نامگذارى اين مناره به « مناره عبد » ، سرّ و رازى از نوع ساختار و پيشگويى آغاز و انجام آن نهفته است تا جايى كه گفتهاند : اين مناره ، جادويى است ، زيرا عاملان تخريب در پايه و اساس آن ، دعا و تعويذ و چيزهايى از اين قبيل به