ب . قبح مثل ظلم و كذب كه قبيح است ؛
ج . حسن مثل انصاف ، صدق و . . .
ملاحظه مىكنيد كه جناب محقق در قسمت اول كلامش مباحث ظهورات لفظيه را با مباحث دليل عقلى خلط نموده است .
پس از جناب محقق ، نوبت به جناب شهيد اول متوفاى سال 786 هجرى مىرسد كه ايشان در مقدمه كتاب ذكرى دامنهء مبحث را گسترش داده و بر هريك از دو بخش مطالب محقق اول مطالبى را افزوده اما بر بخش اول كه سه امر بود سه امر ديگر افزوده كه عبارتاند از :
1 . مبحث مقدمه واجب كه حكم عقل به وجوب مقدمه يك عمل بر حكم و خطاب شارع به وجوب ذى المقدمه متوقف است .
2 . مبحث ضد كه حكم عقل به حرمت ضد بر امر شارع به فعل مامور به توقف دارد و بدون آن معنا ندارد .
3 . مسئله معروفهء الاصل فى المنافع الاباحه و فى المضار الحرمة .
و اما بر بخش دوم نيز كه سه امر بود چهار امر ديگر را افزوده كه عبارتاند از :
1 . برائت اصليه و ازليه ؛
2 . ما لا دليل عليه كه معروف است به اسم عدم الدليل دليل العدم ؛
3 . اخذ به اقل از باب قدر متيقن در موارد دوران امر بين اقل و اكثر ؛
4 . استصحاب كه عند المتقدمين از امارات بوده و مدرك حجيت آنهم حكم عقل بوده ، چنانكه در جلد چهارم ان شاء اللّه تعالى بحث خواهيم كرد .
ملاحظه مىكنيد كه جناب شهيد اول نيز بسيارى از مباحث ظهورات لفظيه و نيز اصول عمليه را با حكم عقل مورد نظر مخلوط نموده است اين بود مختصرى از شيوهء علماى سلف دربارهء دليل عقلى .
از طرفى هنگامى كه ما به كتب درسى و متداول حوزههاى علميه از قبيل كتاب معالم الاصول و فرائد الاصول و كفاية الاصول مراجعه مىكنيم به اين نتيجه مىرسيم كه اينها نيز دربارهء دليل عقلى استقلال بحث نكردهاند و تنها به يك سرى اشارات گذرا
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص٢٠٤