تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
خداوند تغيير ندهد عافيت و نعمت هيچ قومى را تا زمانى كه خود آن قوم تغيير دهند و از نيكى ببدى شتابند و بدل كنند اخلاق حميده را باخلاق رذيله . و فرمود نبى اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم اين امت از رحمت و نعمت خدائى دور نمىشوند مادامى كه معاونت نكنند امراء جور را و دوست ندارند صلحا و نيكوكاران اشرار را پس اگر اين چنين نباشند خداوند آنها را از خود براند و به فقر وفاقه مبتلايشان سازد و بدانشان را بر آنها مسلط نمايد و مملو نمايد قلوب آنها را از رعب و ترس و آنان خداى را مىخوانند و دعا مىكنند و ليكن مستجاب نميشود . و فرمود آن حضرت بد بنده‌ايست آنكه از خدا طلب آمرزش كند و معصيت نمايد ، و اميد نجات از آتش و هول قيامت داشته باشد و ليكن عملى كه او را نجات دهد بجا نمىآورد و هر آن گناه مىكند و توبه را تأخير مىاندازد و از خداوند تمناهاى بى جا مىكند ( مانند خواهش بهشت و درجات عاليه ) پس واى بر او روزى كه بنزد پروردگار ميرود . حكايت شده زمانى كه عمر بن هبيره از طرف هشام بن عبد الملك والى عراق شد طلبيد عامر بن شراحيل شعبى « 1 » و حسن بن يسار بصرى را و گفت : هشام پيش از آنى كه مرا والى عراق گرداند از من عهد و پيمان گرفت كه اگر مردم عراق كوچكترين خلافى را مرتكب شدند بدون آنكه از آنها سؤالى و بازجوئى كنم گردن آنها را قطع نمايم و اموال آنان را بستانم ، شما در اين امر چه مىبينيد ، شعبى ناسزا گفت و ليكن
هامش
( 1 ) . او را بفقاهت و وثاقت ستوده‌اند و لكن نزد علماى اماميه مذموم و مطعونست و در كوفه سنه 104 بمرگ فجأه وفات كرد - مترجم .