گشته بود . مثل اينكه الآن او را مىبينم كه با همان دست خود اشاره به مردم مىكند و ايشان را دعوت به حق مىنمايد ، كه در دفعه دوم مردم را به حق دعوت نمود . او را كشتند سپس حضرت فرمود : كه مؤمن به هر بليهاى مبتلا مىشود و به هر مرگى مىميرد مگر خودكشى .
9 -
عن عبد اللَّه ابن ابى يعفور قال شكوت الى ابى عبد اللَّه ( عليه السّلام ) ما القى من الاوجاع و كان مسقاما ( اى ذو سقم - دائم المرض ) فقال لى يا عبد اللَّه لو يعلم المؤمن ما له من المصائب لتمنّى انّه ان يقرض بالمقاريض طول عمره .
عبد اللَّه ابن ابى يعفور گويد : شكايت كردم به حضرت صادق از كثرت بيماريهائى كه بر من عارض مىشود . - كلمه مسقام مانند معمار از سقم است ، يعنى كثير السقم - حضرت فرمود :
اگر مؤمن مىدانست كه خداوند چه اجرى در مصائب به او مىدهد ، تمنى مىكرد كه او را در طول عمرش با مقراض ريز ريز كنند .
10 -
عن ابى عبد اللَّه ( عليه السّلام ) انّ اهل اللَّه لم يزالوا في شدّة اما انّ ذلك الى مدّة قليلة و عافية طويلة .
حضرت صادق فرمود : بندگان خالص خدا ، هميشه در شدت و سختىاند . اما اين شدت در مدت كوتاهى است ، و در مقابل ، عافيت و آسايش طولانى است .
11 -
عن حمدان ( حمران ) عن ابى جعفر ( عليه السّلام ) قال : انّ اللَّه عزّ و جلّ ليتعاهد المؤمن بالبلاء كما يتعاهد الرّجل اهله بالهديّة و يحميه الدّنيا كما يحمى الطّبيب المريض .
حمدان ( حمران ) يكى از ياران امام صادق ، از حضرت صادق نقل كرده كه فرمود :
خداى تعالى به مؤمن وعده بلا مىدهد ، همانطور كه انسان به خانوادهاش وعده هديه مىدهد ، و همانطور كه طبيب بيمار را دستور پرهيز مىدهد ، خداى تعالى مؤمن را نيز از دنيا دستور پرهيز مىدهد .
12 -
عن ابى عبد اللَّه ( عليه السّلام ) قال دعى النّبىّ ( صلّى اللَّه عليه و آله ) الى طعام فلمّا دخل الى منزل الرّجل نظر الى دجاجة فوق حائط قد باضت فتقع البيضة على وتد في حائط فثبتت عليه و لم تسقط و لم تنكسر فتعجّب النّبىّ ( صلّى اللَّه عليه و آله ) منها فقال له الرّجل اعجبت من هذه البيضة فو الّذى بعثك بالحقّ ما رزئت شيئا قطّ فنهض رسول اللَّه ( صلّى اللَّه عليه و آله ) و لم يأكل من طعامه شيئا و قال من لم يزرأ فما للَّه فيه من حاجة .
از حضرت صادق نقل شده ، كه فرمود : پيغمبر اكرم را دعوت كردند به مهمانى ، وقتى آن حضرت وارد منزل آن مرد شدند ، حضرت نگاهش افتاد به مرغى كه بر ديوار نشسته بود ، و در همان جا تخم گذاشت ، و تخم مرغ از روى ديوار افتاد و بر روى ميخى ثابت ماند و نيفتاد
مسكن الفؤاد (ارمغان شهيد) (فارسى) — صفحة 113
مساهمون: الشهيد الثاني
ص١١٣