رفته دوباره برگشتند ، پس از آن سه رأس فيل آورده نمايش دادند ، بدين نحو كه بامر فيلبان چندين دفعه به زانو درآمدند .
پسران شاه و اعيان و اشراف در تمام اين مدت مقابل آفتاب ايستاده فقط گاهى به نگاه يا كلام مبهمى مفتخر ميشدند . بارى چون وقت نماز اعليحضرت بود بسفير فرمودند كه نيمساعت ديگر براى عرضه داشتن ارمغانها صبر كند . ژنرالهم مراجعت كرده بچادرى كه اشياء در آن بود رفت .
پس از اداى تكاليف مذهبى اعليحضرت بتماشاى تحف و هدايا پرداختند .
از اينكه براى اولين دفعه خود را در آئينه ديدند خيلى خوشوقت شدند « 1 » و از مشاهدهء آئينهاى كه دو ملك بدان متصل بود فرمودند اين چيزى است كه بيش از تمام نفايس خزائن خود دوست خواهم داشت ، بهر چيز تازهاى كه مىرسيدند كلمات بهبه و خوب خوب را تكرار ميكردند . ظروف بلورين فوقالعاده طرف توجه اعليحضرت واقع گرديد . هريك را جداگانه تماشا كرده كلمات مزبور را تكرار مىنمودند و ميگفتند اين از تمام خزائن من گرانبهاتر است .
ژنرال در مقابل تعارفات اعليحضرت در كمال ادب عرض كرد كه شهرت خزائن دولت ايران نه باندازهايست كه چيزى بشود بر آن افزود فقط نمونهاى از مصنوعات روسيه را خواستهاند به نظر مبارك برسانند . اعليحضرت مجددا فرمودند كه اين اشياء از خزائن ما هم مهمتر است .
براى اينكه شناسائى خود را در موضوع هرچيزى بفهمانند در كمال نزاكت گيلاس بلورى كه از نقطهءنظر كار بهتر از ساير گيلاسها به نظر ميآمد برداشته فرمودند اين گيلاسى است كه منبعد طرف استعمال من خواهد بود .
مأمور حفاظت اين اشياء اين افتخار را داشت كه هرچيزى را شخصا به
هامش
( 1 ) نويسنده طورى وانمود مىكند كه آئينه بزنگبار برده يا سلطان ايران آئينه نديده و حال آنكه از قديم آئينهكارى جزء صنعت معمارى ايران بوده و نويسنده چندين نمونه آن را مشاهده نموده معذلك مينويسد اولين مرتبه شاه خود را در آئينه ديده . البته اگر شاه از هداياى سلطان روسيه تعريف مىكند محض حفظ نزاكت است نه اهميت اشياء . م . ه .