ارتباطى بهتر با خراسان كارى كرد ، كه هيچيك از پيشينيانش به آن دست نزده بود :
وى پس از مشورت با اميران تصميم به لشكركشى به گيلان گرفت . ايلخان به رسم ديرين دوازده امير محلى آن سامان را دعوت كرد ، تا به دربار وى بيايند ، كه تنها ديباج يكى از آنان دعوت ايلخان را اجابت كرد ، اما او نيز به زودى از آمدنش پشيمان شد ، و پنهانى گريخت . در اين هنگام سپاه ايلخان به حركت درآمد . اميرانى ، كه براى خبريابى فرستاده شده بودند ، گزارش دادند ، كه آن سرزمين را مىتوان به آسانى تسخير كرد ، و معتقد بودند ، كه گيلان از نظر وضع خاص جغرافيائى و خطوط ارتباطى داراى ارزش و اهميت فراوان است .
سپاهيان ايلخان از چهارسو به سردارى چوپان ، قتلغ شاه ، توغان و مؤمن و تحت رهبرى شخص الجايتو به گيلان حمله كردند . نيروهاى گرجستان نيز به سركردگى بكعه و واحدهاى سرزمين آس شركت داشتند « 1 » . در سپاه الجايتو ، كه در لاهيجان گرد آمد ، وختنگ سوم شاه گرجستان نيز حضور داشت .
چوپان و قتلغ شاه بر چند تن از امراى گيلان چيره شدند ، اما چون قتلغ شاه علىرغم توصيهء ايلخان و به اصرار پسرش از خلخال گذشت ، در نواحى رشت از جنگجويان محلى شكست خورد ، و به قتل رسيد . ايلخان كمى ديرتر در ذيعقدهء 706 حمله كرد ؛ در اينجا نيز برخى از اميران محلى شكست خوردند ، اما چون سپاهيان مغول دست از تجاوزكارى برنداشتند ، آنان گرد هم آمدند ، و در برابر مهاجمين ايستادگى كردند ، تا آنكه در جنگى سخت سپاهيان مغول را شكست دادند . اما لشكرى كه الجايتو به خونخواهى قتلغ شاه گسيل داشته بود ، توانست فومن ، رشت و توليم را تسخير كند .
اگرچه سپاهيان مغول نتوانستند هيچيك از متصرفات خود را نگهدارند ، ولى ايلخان
هامش
( 1 ) - حافظابرو 3 چ ص ب ؛Kartlis chovreba I 442 , 443؛ ميرخواند ج 5 : 131 .