متيقن است ، فلا يمكن التمسك بالاطلاق ، اين بوده خلاصهء نظر آخوند .
ولى ميرزاى نايينى ، اين سخن را به دو دليل نمىپذيرد ، چنانكه در اجود التقريرات بيان شده و به عقيدهء مظفر ، حق با آخوند است و بيان آخوند تمام است .
انصراف
در ميان علما مشهور است كه انصراف ، مانع از تمسك به اطلاق كلام است اگرچه مقدمات سهگانهء حكمت در كلام فراهم باشد . ما برآن هستيم تا بدانيم كه : الانصراف ما هو ؟ و كم هو و أى الاقسام من الانصراف مانع عن التمسك بالاطلاق ؟
اما تعريف انصراف : انصراف آن است كه از شنيدن لفظ مطلق ، ذهن ما منصرف و متوجه شود به سوى يك فرد يا يك صنف از آن لفظ مطلق ، نه به سوى معناى اصلى آنكه اطلاق دارد .
مثلا از شنيدن كلمهء مستكبر ، به ذهن ما صنف خاصى مىآيد كه ابرقدرتهاى دنيا باشد . يا از شنيدن كلمهء انسان ، به ذهن ما صنف خاصى مىآيد كه نژاد ابيض باشد . يا مثلا از شنيدن كلمهء حيوان ، ذهن عرف انصراف پيدا مىكند به غير انسان ، ولى خود انسان به ذهن نمىآيد . يا مثلا در آيهء وضو و تيمم كه فرموده « امسحوا » ، از شنيدن كلمهء مسح ، ذهن انسان انصراف پيدا مىكند به مسح با « يد » ، اولا نه با رجل يا رأس و به مسح با باطن يد ، ثانيا نه ظهر يد . اما اقسام انصراف
براى انصراف ، علماى اصول اقسام فراوانى ذكر كردهاند . مثلا در كفايه ، پنج قسم انصراف ذكر كرده و شيخ انصارى ، در مطارح الانظار ، شش قسم بيان كرده و ميرزاى نايينى ، در اجود التقريرات ، فرموده ، و بعض العلماء تا 10 قسم انصراف شمردهاند لكن عمده و مهم و منشأ اثر از آنها دو قسم است .
جناب مظفر به همين دو قسم اشاره مىنمايند و مىفرمايند :
الانصراف على قسمين :
1 . انصراف ظهورى .
2 . انصراف بدوى .
انصراف ظهورى