تركى مىدانم .
پنجم . مفهوم عدد
قسم پنجم از اقسام مفهوم مخالفت ، مفهوم عدد است .
عنوان بحث : هرگاه در كلام مولى حكمى ذكر شود و سپس عدد معينى ذكر شود و موضوع را مقيد كند و محدود نمايد ، آيا اين كلام دلالت مىكند بر انتفاى نوع حكم از غير اين عدد معين يا خير ؟
مثلا در روايات آمده كه « در هر ماه ، سه روز روزه گرفتن ، مستحب است » . آيا اين كلام مفهوم دارد كه « ما زاد بر سه روز ، مستحب نباشد » يا مفهوم ندارد و نسبت به ما زاد ، ساكت است ؟
اگر ثابت شود كه عدد مفهوم دارد ، آنگاه مفهوم اين دسته از روايات ، با منطوق روايات ديگرى كه مىگويند « روزه گرفتن در ساير ايام هم ، غير از سه روز ، مستحب است » ، تعارض مىكنند و بايد قواعد باب تعادل و تراجيح را پيش آورد . و اگر مفهوم نداشته باشد ، معارضهاى در كار نيست . حال ، آيا عدد مفهوم دارد يا ندارد ؟ مىفرمايد :
مسئله صورى دارد :
گاهى به دليل خاصى براى ما ثابت شده كه اين عدد ، براى بيان حد و مرز موضوع است و آمده لتحديد الموضوع هم از جانب زياده و هم از جانب قلت . مثلا گفته :
تصدق بخمسة دراهم لا اقل و لا اكثر . اين قسم مفهوم دارد و مفهومش اين است كه كمتر از پنج درهم ، فايده ندارد و بيشتر از آنهم واجب نيست .
و گاهى به دليل خاص ثابت شده كه عدد ، براى بيان تحديد موضوع است تنها از ناحيهء كثرت و زياده نه از ناحيهء قلت . مثل دليلى كه گفته « سى روز از ماه رمضان بايد روزه بگيرى » ؛ كه دليل خارجى داريم كه حد اكثر وجوب صوم ، سى روز است و آن دليل « صم للرؤية و افطر للرؤية » است . اينجا هم مفهوم دارد كه بيش از سى روز واجب نيست .
و گاهى به دليل خاص ثابت شده كه عدد ، براى تحديد موضوع است تنها از ناحيهء قلت ؛ و نسبت به كثرت ، لا به شرط است . مثلا فرموده : تصدق بخمسة دراهم لا اقل .