ندارد بلكه هيئت « لا تفعل » وضع شده براى نسبت به خصوصى كه وابسته به سه طرف است :
متكلم ، مخاطب ، عمل
و نام آن نسبت ، نسبت « زجريه » يا « ردعيه » است .
مولى « زاجر » است و عبد « مزجور » است و عمل « مزجور عنه » .
و هميشه در همين معنا استعمال مىشود منتهى دواعى مولى از به كار بردن اين صيغه ، مختلف است . گاهى به داعى استهزاست و گاهى به داعى زجر و ردع حقيقى و . . . و در هر مورد ، صيغهء نهى ، مصداق آن امر خواهد بود .
2 . آيا صيغهء لا تفعل ظهور در تحريم دارد يا غير آن ؟
در مسئله پنج قول است :
1 . ظهور در حرمت دارد .
2 . ظهور در كراهت دارد .
3 . مشترك لفظى است بينهما .
4 . وضع شده براى قدر مشترك بينهما كه مطلق طلب ترك باشد اعم از تحريمى و كراهتى .
5 . توقف .
جناب مظفر مىفرمايد : به نظر ما ، همانطورى كه صيغهء افعل ظهور در وجوب داشت ، همچنين صيغهء لا تفعل هم هرگاه مطلق بيايد و مجرد از هر قرينهاى باشد ، ظهور در تحريم پيدا مىكند اما باز بحث مىشود كه :
منشأ اين ظهور چيست ؟
بعضىها گفتند منشأ ظهور ، وضع واضع است .
و بعضىها گفتند : منشأ ظهور ، اطلاق و مقدمات حكمت است .
جناب مظفر مىفرمايد : به نظر ما ، منشأ ظهور ، حكم عقل است .
در باب اوامر ، اگر مولى به انجام كارى امر مىكرد ، ما مىگفتيم عقل ، در باب اطاعت و عصيان ، حكم مىكند كه اطاعت مولى واجب است و تو بايد از بعث او منبعث و از
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى ) — صفحة 187
مساهمون: الشيخ محمد رضا المظفر
ص١٨٧