مثال ذيل ، صل و اترك ، هر دو ، صيغهء امراند .
دليل مطلب اين است كه ، لا تترك الصلاة ، مستقيما و بالمطابقة دلالت مىكند بر زجر از ترك صلاة و معنايش اين است كه نبايد صلاة را ترك كنى اما طلب فعل ، لازمهء آن معناست و به دلالت التزاميه فهميده مىشود و در اترك شرب الخمر ، معناى مطابقى آن ، طلب ترك شرب خمر و امر به ترك است اما لازمهء اين معنا ، نهى از فعل است يعنى بايد شرب خمر را ترك كنى ؛ عقل مىگويد پس نبايد به جا آورى ؛ اين نبايد ، « مدلول التزامى » كلام است نه « مدلول مطابقى » ( فلا تغفل ) .
3 . ظهور صيغهء نهى در تحريم
در اين قسمت ، دو بحث مطرح است ( كما فى صيغة الامر ) كه جناب مظفر با هم ذكر فرموده و ما اينها را از يكديگر جدا مىكنيم .
1 . صيغهء لا تفعل در موارد كثيرى استعمال مىشود كه برخى از آنها عبارتاند از :
الف . در مقام استهزاء . مثل اينكه به دشمن ناتوانت بگويى لا تعاقبنى .
ب . در مقام اظهار نعمت . مثل اينكه به مخاطب بگويى لا تخف فى دارى .
ج . در مقام انذار . مثل اينكه به مخاطب بگويى لا تؤد حقى .
د . در مقام تحقير . مثل اينكه به مخاطب بگويى لا تكرمه .
ه در مقام ارشاد به نجات از عقاب . مثل
لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ *
.
و . در مقام بيان عاقبت . مثل
وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ
.
و مواردى ديگرى كه در كتابها ذكر شده است .
حال اختلاف است در اينكه صيغهء نهى ، در اين معانى ، به صورت حقيقت استعمال مىشود تا مشترك لفظى باشد يا در بعضى حقيقت و در بعضى مجاز است و يا وضع شده للقدر المشترك بينهما و . . . ؟
جناب مظفر مىفرمايد : همانطورى كه در باب صيغهء افعل گفتيم هيئت امر دلالت بر معناى مستقل ندارد بلكه دلالت بر نسبت مىكند ، در اينجا هم مىگوييم هيئت نهى براى هيچكدام از معانى فوق وضع نشده و در هيچكدام از آن معانى هم استعمال نشده . چون آنها معانى « اسميه و مستقله » اند و هيئت نهى دلالت بر معناى « مستقل »