و بخشش گناهان است كه مختص به خداوند است ؛ تنها او آمرزنده است
وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ
،
إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً
. و معناى مجازى آن ، فعل مأمور به و اتيان به مأمور به است و قرينهاش قرينهء سببيت و مسببيت است كه اتيان به مأمور به سبب است و مغفرت الهى مسبب است و در اين آيه ، معناى مجازى اراده شده چون معناى حقيقى مخصوص خداوند است و سرعت گرفتن عبد به سوى فعل خدا محال است . پس معنا ندارد كه خدا بفرمايد :
سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ
.
2 . كلمهء
« سارِعُوا »
در آيهء شريفه ، فعل امر است و قبلا ثابت شد كه صيغهء افعل ، ظهور در وجوب دارد منتهى به حكم عقل .
با توجه به اين دو مقدمه مىگوييم :
1 . سارعوا فعل امر است و هر فعل امرى ظهور در وجوب دارد . پس سارعوا ظهور در وجوب دارد « اى يجب المسارعة الى سبب المغفرة » .
2 . يجب المسارعة الى سبب المغفرة و اتيان المأمور به سبب المغفرة فيجب المسارعة الى اتيان المأمور به ( و هو مساوق للفورية ) .
ب . آيهء استباق در سورهء بقره ، آيهء 148
فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ *
:
1 . استبقوا فعل امر است و قبلا ثابت شد كه فعل امر ، ظهور در وجوب دارد منتهى به حكم عقل نه وضع يا اطلاق .
2 . كلمهء الخيرات ، جمع با « الف و لام » است و شامل كليهء خيرات مىشود بعمومه ؛ و از جمله خيرات و بلكه مصداق كامل خيرات ، اتيان به مأمور به است .
با توجه به اين مقدمتين مىگوييم :
1 . استبقوا فعل امر است و هر فعل امرى ظهور در وجوب دارد . پس استبقوا ظهور در وجوب دارد ( اى يجب الاستباق الى الخيرات ) .
2 . يجب الاستباق الى الخيرات و اتيان المأمور به من الخيرات فيجب الاستباق الى اتيان المأمور به ( و هو مساوق للفورية ) .
جواب : جناب مظفر ، از استدلال به هر دو آيه ، دو جواب مىدهند :
1 . اسباب مغفرة در آيهء اول ، هم شامل واجبات مىشود و هم شامل مستحبات ،