( كالصلاة اليوميّة ) و گاهى دليل خاص قائم است بر اينكه فلان واجب ، واجب تخييرى است ( ككفارة الافطار العمدى ) و گاهى دليل خاص بر احدهما نداريم فقط ما هستيم و اطلاق صيغه . مىخواهيم ببينيم آيا اطلاق صيغه ظهور در كدام يك دارد ؟
مىفرمايد : اطلاق صيغه ، ظهور در وجوب تعيينى دارد و « تخييرى بودن » محتاج به بيان زايد است به اينكه مىگوييم مولى در مقام بيان بوده ، اگر غير از اين عمل ، عمل ديگرى هم در غرض او بود كه قابليت داشت جانشين اين عمل شود و مصلحت بر او هم بار بشود ، حتما مولى به توسط « او » ى عاطفه او را ذكر مىكرد ؛ حال كه ذكر نكرده ، معلوم مىشود معينا مصلحت بر همين فعل بار مىشود و فعل ديگرى در عرض او نيست كه جانشين او شود .
6 . اطلاق صيغه و وجوب نفسى
آيا صيغهء افعل ، ظهور در وجوب نفسى دارد يا وجوب غيرى ؟ مقدمتا بايد بدانيم كه واجب ، از يك جهت ، منقسم مىشود به دو قسم :
1 . نفسى ، 2 . غيرى .
واجب نفسى آن است كه براى خودش و مستقلا واجب شده باشد نه به منظور رسيدن به يك واجب ديگر . مانند : صلاة يوميّه ، صيام شهر رمضان و . . .
واجب غيرى آن است كه براى توصل و رسيدن به يك واجب ديگرى واجب گرديده نه براى خودش ؛ پس تابع غير است ؛ اگر غير واجب بود ، آنهم واجب مىشود و الا فلا . مانند طهارت ثلاث ( يعنى وضو و غسل و تيمم ) كه مقدمه للصلاة واجب مىشوند لا لانفسهما .
حال آيا از اطلاق صيغهء افعل كدام يك مستفاد است ؟
مىفرمايد : گاهى به دليل خاص ثابت شده كه فلان واجب ، واجب نفسى است ( كالصلاة مثلا ) .
و گاهى به دليل خاص ثابت شده كه فلان واجب ، واجب غيرى است ( كالوضوء ) .
و گاهى ما هستيم و اطلاق صيغهء افعل ، مثلا فرموده « اغتسل للجنابة » و ما نمىدانيم كه وجوب غسل جنابت ، نفسى است يا غيرى ؟ از فعل امر ، كدام مستفاد است ؟