بن عمرو ، عبدة بن حسحاس بن عمرو ، بحّاث بن ثعلبه و برادرش عبد الله بن ثعلبه و همپيمان آن دو از قبيلهء بهراء ، كه نامش عتبة بن ربيعة بن خلف بود . اين موضوع را شعيب بن عباده برايم نقل كرد و اصحاب ما هم همگى در اين مورد اتفاق نظر دارند - جمعا هشت نفر .
از بنى ساعدة بن كعب بن خزرج و بنى زيد بن ثعلبه : ابو دجانه ، كه نامش سماك بن خرشة بن لوذان است و در جنگ يمامه كشته شد ، منذر بن عمرو ، كه در بئر معونه كشته شد ، وى از طرف پيامبر ( ص ) به فرماندهى مسلمانان منصوب شده بود - جمعا دو نفر .
از بنى ساعده و از بنى بدىّ بن عامر بن عوف : ابو اسيد ساعدى ، كه نامش مالك بن ربيعة بن بدىّ است ، مالك بن مسعود كه فرزندزادگان بدىّ هستند . ابّى بن عباس بن سهل برايم نقل كرد كه : سعد بن مالك هم براى رفتن به بدر مجهز شده بود ولى بيمار شد و درگذشت ، گور او كنار خانهء ابن فارط قرار دارد . عبد المهيمن برايم نقل كرد كه او در روحاء در گذشته است و پيامبر ( ص ) سهم او را از غنايم عنايت فرمود ، او هم از بنى بدىّ است .
از بنى طريف بن خزرج بن ساعده : عبد ربّه بن حق بن اوس ، كعب بن جمّاز ، كه همپيمان ايشان و از غسان بود ، ضمرة بن عمرو بن كعب بن عدى ، و بسبس بن عمرو - جمعا پنج نفر .
كسانى از بنى جشم بن خزرج ، از بنى سلمة بن سعد بن على بن اسد : خراش بن الصّمّه ، عمير بن حرام ، تميم خدمتگزار خراش ، عمير بن حمام بن جموح ، كه در بدر كشته شد ، معاذ بن جموح ، معوذ بن عمرو بن جموح ، عبد الله بن عمرو بن حرام ، كه در احد كشته شد ، وى پدر جابر است ، حباب بن منذر بن جموح ، خلّاد بن عمرو بن جموح ، عقبة بن عامر ، حبيب بن اسود ، كه خدمتكارشان بود ، ثابت بن ثعلبة بن زيد ، كه به او جذع مىگفتند ، و عمير بن حارث بن ثعلبة بن حرام - جمعا يازده نفر .
ضمنا عبد العزيز بن محمد برايم روايت كرد كه : معاذ بن الصّمّة بن عمرو هم در بدر حاضر شده است ، ولى اين موضوع مورد اتفاق نيست .
كسانى از بنى عبيد بن عدى بن غنم ، از بنى خنساء بن سنان بن عبيد : بشر بن براء بن معرور ، عبد الله بن جدّ بن قيس ، سنان بن صيفى بن صخر ، عتبة بن عبد الله بن صخر ، و حمزة بن حميّر - واقدى مىگويد : نام او را خارجة بن حميّر هم شنيدهام - و دو همپيمان ايشان از قبيلهء اشجع .
از بنى نعمان بن سنان بن عبيد : عبد الله بن عبد مناف بن نعمان بن سنان ، نعمان بن
المغازي ( تاريخ جنگهاى پيامبر ص ) ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: محمود مهدوى دامغانى
ص١٢٢