هردو فرارسيد . عدى بن زيد عبادى « 8 » كه از قبيله بنى تميم است درباره او چنين سروده است :
« اى سرزنشكننده و خردهگير به دگرگونى روزگار ! مگر تو آسودهاى و به نعمت رسيده ؟
آيا ترا از روزگار پيمان استوارى است ، نه كه تو نادان فريفتهاى . چه كسى را ديدهاى كه روزگاران جاودانه بدارد و چه كسى است كه پيمانش درهم شكسته نشده باشد ؟
خسرو ، خسرو خسروان ابو ساسان و پيش از او شاپور كجايند ؟
و زرينه موهاى گرامى كه شاهان سرزمين روم بودند هيچ نامبردارى از ايشان باقى نمانده است .
و آنكه شهر و كاخ حضر را ساخت و رودخانه دجله و خابور نعمت به او ارزانى مىداشتند كجاست ؟
ديوارههاى آن كاخ را با مرمر و ساروج بياراست و برافراشت آنچنانكه پرندگان را بر فرازش آشيانه بود .
اما پيشامد روزگاران آن را براى او نبخشيد ، پادشاهىاش از ميان رفت و آستانش مهجور شد .
و به يادآور صاحب خورنق را كه روزى بر آن اشراف يافت و به هدايت مىانديشيد نخست اموال و فزونى آنچه در اختيار داشت و درياى بيكران و سدير او را شاد ساخت ، سپس دلش از بدى بازايستاد و گفت : بر زندهاى كه سرانجام سوى مرگ مىرود چه جاى رشك بردن است » . « 9 »
11 - توبه نعمان بن امرئ القيس
محمد بن سلّام جمحى « 10 » از اصمعى « 11 » روايت مىكند كه مىگفته است :
هامش
( 8 ) . عدى بن زيد از شاعران قرن ششم ميلادى است كه مرگ او را حدود 35 سال قبل از هجرت نوشتهاند ، شاعرى خردمند و سواركار و شجاع و مسلط به زبان ايران ساسانى و از پيوستگان درگاه خسرو انوشيروان است ، شرح حالش به تفصيل در منابع ادب عرب آمده است براى نمونه به الشعر و الشعراء ، ابن قتيبه ، ص 150 / 156 ، چاپ بيروت ، 1969 ميلادى مراجعه فرماييد .
( 9 ) . اين داستان لطيف را ابو الفرج اصفهانى درگذشته به سال 356 هجرى يعنى حدود سه قرن پيش از ابن قدامه با تفضيل بيشترى در الاغانى ، صفحات 136 / 139 ، ج 2 ، چاپ دار الكتب آورده است و مىتوان براى اطلاع بيشتر به آن كتاب مراجعه كرد .
( 10 ) . محمد بن سلّام جمحى مؤلف كتاب طبقات الشعراء ، متولد به سال 150 و درگذشته به سال 232 يا 231 از -