را گوش دهد ، گاهى آن را مىشنيد و گاه نمىشنيد ، به غلامانش فرياد كشيد كه صاحب اين نغمه را جستجو كنيد ، و شراب در او تأثير كرده بود ، غلامان بيرون شدند و به جستجو پرداختند ، ناگاه به جوانى باريك گردن و نزار برخوردند كه زرد چهره و خوشيده لب و ژوليدهموى بود ، شكمش به پشتش چسبيده بود فقط دو ملافه بر تن داشت و جامه ديگرى نداشت و پاى برهنه بود . او در يكى از مساجد بر پاى ايستاده و سرگرم مناجات با پروردگار خويش بود ، او را از مسجد بيرون آوردند و بدون اينكه با او سخنى بگويند بردند و برابر موسى بن محمد بن سليمان برپا داشتند .
موسى بر او نگريست و پرسيد : اين كيست ؟ گفتند : صاحب آن نغمه كه شنيدى ، پرسيد :
او را كجا يافتيد ؟ گفتند : در مسجد برپاى بود نماز مىگزارد و قرآن مىخواند ، موسى گفت : اى جوان ! چه مىخواندى ؟ گفت : كلام خدا ، گفت : همان نغمه را به گوش من برسان . جوان چنين خواند : « اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم ،
إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ . عَلَى الْأَرائِكِ يَنْظُرُونَ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيقٍ مَخْتُومٍ ، خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنِيمٍ عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ » .
« 54 »
« نيكان در ناز و نعمتاند ، بر تختها - نشسته - و مىنگرند ، در رويهاى ايشان نشان تازگى نعمت را مىشناسى ، از جام سربهمهرى كه آميخته به مشك است نوشانده مىشوند ، و بايد كوشندگان در اينباره كوشش كنند ، آميزه آن از چشمه تسنيم است ، چشمهاى كه مقربان از آن مىآشامند » .
جوان به سخن خود چنين ادامه داد : اى فريفته مغرور ! آن مجلس و انجمن بر خلاف اين مجلس و غرفه و فرش توست ، آنها تختهايى است كه مفروش به فرشهاى گرانقدرى است كه
« بَطائِنُها مِنْ إِسْتَبْرَقٍ » ،
« عَلى رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِيٍّ حِسانٍ »
« 55 » ، « آسترهاى آن از استبرق است » ، « بر بالشهاى سبز و بساطهاى گرانمايه نيكو » و دوست خدا از چنان جايگاهى مشرف بر دو چشمهاى است كه در دو باغ روان است
« فِيهِما مِنْ كُلِّ فاكِهَةٍ زَوْجانِ »
« 56 » ،
« لا مَقْطُوعَةٍ » ،
« فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ » ،
« فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ » ،
« وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ » ،
« فِي ظِلالٍ وَ عُيُونٍ » ،
« أُكُلُها دائِمٌ وَ ظِلُّها تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ عُقْبَى الْكافِرِينَ النَّارُ » ،
« إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذابِ جَهَنَّمَ خالِدُونَ » ،
« لا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَ هُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ » ،
« فِي ضَلالٍ وَ سُعُرٍ » ،
« يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ » ،
هامش
( 54 ) . آيات 28 / 22 سوره مطففين .
( 55 - 56 ) . آيات 75 و 52 سوره الرحمن .