تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
( 1 ) 114 - حسين از عبد اللّه ، ما را حديث كرد كه مىگفته است ، زبير بن به كار گفت كه عمويم براى من نقل كرد كه عمر بن على آخرين پسر امير المؤمنين عليه السّلام بوده است ، او همراه ابان پسر عثمان بن عفان به حضور وليد بن عبد الملك رفته و از او تقاضا كرده است تا او را به سرپرستى موقوفات پدرش على عليه السّلام بگمارد ، در آن هنگام حسن پسر امام حسن مجتبى يعنى برادر زاده عمر سرپرست آن موقوفات بود ، وليد به او پيشنهاد پاداش و پرداخت وامهايش را كرد ، عمر گفت مرا نيازى بر اين كار نيست آمدم تا درباره سرپرستى موقوفات پدرم گفتگو كنم كه من بر آن كار سزاوارترم فرمانى درباره سرپرستى من بنويس ، وليد بر كاغذ كوچكى اين اشعار جميع بن ابى الحقيق يهودى را نوشت كه گفته است : « هنگامى كه انگيزه‌هاى نفسانى بر انگيخته مىشود و به كژى مىافتد و شنونده براى شنيدن سخن خاموش مىشود و مردمان با عقل و خرد يكديگر به ستيز مىپردازند ما حكمى همراه با داد و استوارى و برندگى صادر مىكنيم ، در آن حال باطل را حق قرار نمىدهيم و در قبال حق به ناحق توجه نمىكنيم كه بيم آن داريم مبادا خردهاى ما به سفلگى افتد يا همراه ديگر فرومايگان روزگار را به فرومايگى بگذاريم » . « 1 »
هامش
( 1 ) . اين موضوع همراه با همين اشعار در ص 150 ج 2 ارشاد شيخ مفيد به تحقيق مؤسسه آل البيت چاپ قم 1413 - كنگره شيخ مفيد - به صورت بسيار درست‌تر و متفاوت آمده است كه حاكى از شكايت عمر بن على به عبد الملك بن مروان است كه تصدى موقوفات را از حضرت سجاد بگيرد و به او بسپرد ، لطفا به صص 93 و 91 ج 42 بحار الانوار هم مراجعه فرماييد - م .
مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 140 | محمود مهدوى دامغانى / ابن أبي الدنيا