تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
( 1 ) نخست او را در اين پارچه كفن كنيد به گونه‌يى كه پيوسته به پيكرش باشد . يزيد بن هارون در حديث خود اين را افزوده است كه ام عطيه مىگفته است * موهاى سر زينب را سه دسته كرديم و تاب داديم دو دسته موهاى زلفهايش و يك دسته موهاى جلو سرش و به پشت سرش برگردانديم . اسحاق ازرق ضمن حديث خود مىگفته است مقصود از پيراهن ازار بوده است . ابو عاصم ضحاك بن مخلد نبيل از گفتهء ابو جراح و جابر بن صبح از گفتهء ام شراحيل كنيز ام عطيه ما را خبر داد كه مىگفته است * على عليه السلام گاهى در خانهء ام عطيه خواب نيمروزى مىكرد و من موهاى زير بغل او را مىزدودم و از ماده گياهى ورس استفاده مىكردم - موهاى زير بغل او را كه با ماده ورس رنگ شده بود مىزدودم . محمد بن عمر واقدى مىگويد ، ام عطيه در جنگ خيبر همراه رسول خدا بوده است .

خنساء دختر خذام انصارى

مسلمان شده و بيعت كرده و از رسول خدا ( ص ) روايت كرده است . وكيع بن جراح و فضل بن دكين و محمد بن عبد الله اسدى از سفيان از ابو حويرث زرقى از گفتهء نافع بن جبير ما را خبر دادند كه مىگفته است * خنساء دختر خذام بيوه شد ، پدرش او را به همسرى كسى داد كه خنساء خوش نمىداشت ، او به حضور پيامبر آمد و گفت پدرم خود سرانه و بدون اينكه مرا آگاه كند من را به همسرى مردى در آورده است . پيامبر فرمودند او را در اين باره اختيار و حقى نيست با هر كس كه مىخواهى ازدواج كن . فضل بن دكين در پى سخن خود افزوده است كه پيامبر ازدواج او را باطل كرد و او به همسرى ابو لبابة بن عبد المنذر درآمد . معن بن عيسى ، از مالك بن انس ، از عبد الرحمان بن قاسم از پدرش از گفتهء عبد الرحمان و مجمع پسران يزيد بن جاريه انصارى از گفتهء خود خنساء دختر خذام انصارى ما را خبر داد كه مىگفته است * پدرش او را كه بيوه بوده به همسرى مردى در آورده است . خنساء كه آن ازدواج را خوش نمىداشته به حضور پيامبر آمده است و آن حضرت ازدواج او را باطل كرده و گويا به پدرش فرموده است تو را در بارهء ازدواج او اختيارى نيست .