تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 452

مساهمون:

ص٤٥٢
( 1 ) كه آن شتر نر را صاحب بوده است . « 1 »

امّ عطيّة انصارى

او مسلمان شد و با پيامبر ( ص ) بيعت كرد و همراه ايشان در جنگها شركت و از آن حضرت روايت كرده است . يزيد بن هارون و اسحاق بن يوسف ازرق و محمد بن عبد الله انصارى همگى از گفتهء هشام بن حسان از گفتهء حفصه دختر سيرين از گفتهء خود ام عطيه ما را خبر دادند كه مىگفته است * همراه رسول خدا در هفت جنگ شركت كردم و براى آنان غذا مىپختم و چون به جنگ مىپرداختند از بار و بنه آنان مراقبت و از بيماران پرستارى و زخميان را زخم بندى و مداوا مىكردم . ابو معاويه ضرير ، از عاصم احول ، از حفصه از گفتهء ام عطيه ما را خبر داد كه مىگفته است * چون زينب دختر پيامبر ( ص ) درگذشت ، رسول خدا ما را فرمود كه او را به شماره‌هاى فرد غسل دهيد سه بار يا پنج بار در آب غسل پنجم كافور فراوان يا مقدارى كافور بيفزاييد و چون از غسل او آسوده شديد مرا آگاه كنيد . گويد چون زينب را غسل داديم و پيامبر ( ص ) را آگاه ساختيم پيراهن خويش را به ما داد و فرمود نخست همين پارچه را بر او بپوشانيد كه پيوسته به پوستش باشد . « 2 » يزيد بن هارون و اسحاق ازرق و روح بن عبادة از هشام بن حسان از گفتهء حفصه ما را خبر دادند كه مىگفته است * ام عطيه برايم نقل كرد كه يكى از دختران رسول خدا درگذشت . پيامبر ما را فرمان داد كه او را به شماره‌هاى فرد غسل دهيد سه بار يا پنج بار و اگر لازم دانستيد بيشتر از اين غسل دهيد . پيكرش را با آب و سدر بشوييد و در غسل آخر كافور فراوان يا مقدارى كافور بيفزاييد و چون از آن آسوده شديد مرا آگاه كنيد . گويد ايشان را از پايان يافتن غسل آگاه ساختيم پيراهن خود يا پيراهنى را پيش ما افكند و فرمود
هامش
( 1 ) . آيا مقصود همان بانويى است كه به روز جنگ احد جنازه شوهر و پسر و برادر خود را بر شترى بار كرده و آهنگ مدينه داشت و گفتگوى او و عايشه همسر رسول خدا را واقدى در مغازى ، ص 191 ترجمهء آن آورده است ؟ يا مورد ديگرى است به هر حال بر بنده روشن نشد ، مىبينيد كه محمد بن سعد هم با ترديد نقل كرده است . ( 2 ) . ضمن شرح حال حضرت زينب دختر رسول خدا ( ص ) كه در همين جلد چاپ شده است اين روايات نقل شده است .