تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
( 1 ) گويد يحيى بن ابى بكير مىگفت از شعبه شنيدم كه مىگفت * سفيان هر حديثى را كه از سدّى براى من نقل مىكرد همان گونه بود كه اگر از خود سدى هم مىپرسيدم بىكاست و فزونى همانگونه بود . گويد نقل مىكردند كه * سفيان يك بار از يكى از حكمرانان مال و صله‌يى گرفت و پذيرفت و سپس آن كار را رها كرد و از هيچ كس هيچ چيز نمىپذيرفت . او به يمن مىرفت و بازرگانى مىكرد و سرمايه خود را ميان گروهى از ياران خود پخش مىكرد كه براى او كالا خريد و فروش كنند . و همه ساله در مراسم حج شركت مىكرد و آنان را مىديد و حساب مىكرد و سودى را كه برده بودند مىگرفت . سرمايه او حدود دويست دينار بود . سفيان فقط يك پسر داشت و فرزند ديگرى نداشت . و سفيان مىگفت : در دنيا چيزى دوست داشتنىتر از او براى من نيست و خوش مىدارم از او بر مرگ پيشى بگيرم - پيش از او بميرم . گويد : قضا را آن پسر مرد و سفيان پس از مرگ پسرش همه اموال خود را براى خواهر و پسر خواهر خود قرار داد - به آن دو صلح كرد . در نتيجه ميراثى براى برادر خود مبارك بن سعيد بر جاى ننهاد . گويد : حكومت به جستجوى سفيان پرداخت و او به مكه رفت . امير مؤمنان مهدى عباسى به محمد بن ابراهيم [ 1 ] كه والى مكه بود نامه نوشت كه به جستجوى او بپردازد . محمد بن ابراهيم كسى پيش سفيان فرستاد و او را از موضوع آگاه ساخت و گفت : اگر مىخواهى پيش ايشان به روى خود را آشكار ساز تا تو را پيش آنان بفرستم و اگر نمىخواهى خود را پوشيده‌دار . گويد : سفيان خود را پوشيده داشت و محمد بن ابراهيم به ظاهر به جستجوى او پرداخت و دستور داد جارچى در مكه جار بزند كه هر كس سفيان را بياورد براى او چه پاداشى خواهد بود . بدين گونه سفيان همچنان در مكه پوشيده زندگى مىكرد و فقط براى اهل علم و كسانى كه از آنان بيم نداشت آشكار مىشد . عبد الرحمان بن اسحاق از گفتهء سعيد بن سليمان ، از ابو شهاب حنّاط مرا خبر داد كه مىگفته است * خواهر سفيان ثورى همراه من كيسه‌يى كه در آن نان روغنى خشك و كلوچه بود براى سفيان كه در آن هنگام در مكه بود فرستاد . من چون به مكه رسيدم از مردم در بارهء سفيان پرسيدم . مرا گفتند كه او گاهى پشت كعبه و حدود در گندم فروشان مىنشيند .
هامش
[ 1 ] . محمد كه نوه محمد بن على بن عبد الله بن عباس معروف به امام است از اميران عباسى و دو بار والى مكه بوده است براى آگهى بيشتر به معجم الانساب و الاسرات الحاكمه ، زامباور ، قاهره ، 1951 ، ص 9 - 28 مراجعه فرماييد .