تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 800

مساهمون:

ص٨٠٠
( 1 ) گويد وكيع مىگفت * اعمش مىگفت : هر گاه من و ابو اسحاق با يك ديگر جمع مىشديم احاديث عبد الله بن مسعود را تر و تازه بيان مىكرديم . گويد سفيان مىگفت * به اعمش گفته شد اى ابو محمد ! معرور - نام محدثى است - چه بزرگ بود ، گفت : اينك با ماه كامل رويارويى . سفيان مىگويد * پيش اعمش رفتم و گفتم من مىگويم از اعمش از هر چه پرسيدم پاسخ درست داده است . اعمش به حسن بن عياش كه حضور داشت گفت : به سفيان خبر بده كه پس از او كار دگرگون شده است . سپس اعمش گفت : مردى براى من نقل كرد كه با زهرى همنشينى مىكردم از تو پيش او نام بردم . زهرى گفت : آيا چيزى از احاديث او همراه دارى ؟ سفيان مىگويد : اعمش درباره حديثهاى عياض و ابن عجلان از من مىپرسيد و سفيان ثورى از همگان به حديثهاى اعمش داناتر بود و گاه اتفاق مىافتاد كه اعمش اشتباه مىكرد و سفيان او را آگاه مىساخت . گويد فضل بن دكين و وكيع هر دو مرا خبر دادند كه * اعمش به روز شهادت حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) كه روز دهم محرم سال شصت بوده ديده به جهان گشوده است و به سال يكصد و چهل و هشت در هشتاد و هشت سالگى درگذشته است . ولى يحيى بن عيسى رملى مىگفت كه اعمش به سال پنجاه و هشتم هجرت متولد شده است . گويد هيثم بن عدى مىگويد * اعمش به سال يكصد و چهل و هفت درگذشته است ، ولى محمد بن عمر واقدى و فضل بن دكين گفته‌اند به سال يكصد و چهل و هشت درگذشته است .

اسماعيل بن ابى خالد

از وابستگان شاخهء احمس از قبيلهء بجيله است . كنيه‌اش ابو عبد الله و دو سال از ابراهيم نخعى كوچكتر بوده است . گويد حسن بن موسى اشيب ، از گفتهء زهير ، از ابو اسحاق ما را خبر داد كه مىگفته است عامر مىگفت * اسماعيل يعنى پسر ابى خالد دانش را آشاميده است آشاميدنى . گويد شهاب بن عباد عبدى ما را خبر داد كه * اسماعيل بن ابى خالد شش تن از كسانى را كه حضرت ختمى مرتبت را ديده‌اند ، ديده است و آن شش تن : انس بن مالك و عبد الله