( 1 )
ربيع بن سحيم اسدى
از شاخهء خاندان كاهل است .
ابو مسكين
نام اصلى او حر و وابسته و آزاد كردهء بنى اود است . محدثى كم حديث بوده است .
ابو اسحاق ابراهيم بن مسلم هجرى
مردى از اعراب هجر است كه از آن منطقه به كوفه آمده است . او در حديث محدثى ضعيف بوده است .
اعمش
نامش سليمان و نام پدرش مهران و كنيهاش ابو محمد و از وابستگان تيرهء بنى كاهل از قبيلهء بنى اسد است . او در محلهء خاندان عوف كه از شاخههاى قبيلهء سعد بودند ساكن بود و در مسجد بنى حرام كه از شاخههاى سعداند نماز مىگزارد .
گويد وكيع ما را خبر داد و گفت اعمش خود براى ما نقل كرد كه * پدرم مردى غريب و ناشناخته بود آن چنان كه برادرش درگذشت و مسروق از او ارث برد .
محمد بن سعد مىگويد از كسى شنيدم كه مىگفت * مهران پدر اعمش از كسانى بوده كه به هنگام شهادت حسين بن على ( ع ) حضور داشته است . [ 1 ] اعمش مردى دانا به قرآن و حديث و فرايض - احكام ميراث - بوده است . طلحة بن مصرّف پيش او قرآن خوانده است . او براى مردم قرآن مىخواند و در سالهاى پايانى عمر خويش اين كار را رها كرد . به
هامش
[ 1 ] . ظاهرا اين مهران همان بردهء آزاد كرده و وابستهء عبيد الله بن زياد است كه به هنگام كشتن هانى بن عروه و كتك زدن عبيد الله هانى را حضور داشته است . به تاريخ طبرى ، ج 5 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، ص 361 مراجعه شود .