( 1 ) گويد محمد بن عبد الله اسدى ، از گفتهء سفيان ، از حصين ما را خبر داد كه مىگفته است * زبيد در حالى كه جبهء كلاهدار پوشيده بود پيش ابراهيم - نخعى - آمد . ابراهيم گفت : اينك زمان پوشيدن اين جامه نيست .
يحيى بن ابو بكير از نعيم بن ميسرة نقل مىكرد كه مىگفته است سعيد بن جبير مىگفت * اگر اختيار مىداشتم كه بندهيى را برگزينم كه در راه و روش خود خدا را ديده است زبيد يامى را برمىگزيدم .
گويد ابو نوح قراد مىگفت از شعبه شنيدم كه مىگفت * در كوفه پير مردى بهتر و گزيدهتر از زبيد نديدم .
شعبه گويد : روزى همراه زبيد در مسجد نشسته بودم زنى كه گروهى پنبهيى همراه داشت از آن جا گذشت . گروهه پنبه بر زمين افتاد و آن زن متوجه نشد . زبيد كه آن را ديد برخاست و مرا رها كرد و دوان دوان در پى آن زن رفت تا به او رسيد و گروهه پنبه را به او سپرد و پيش من برگشت .
گويد فضل بن دكين و محمد بن عمر واقدى هر دو مىگفتند كه * زبيد به سال يكصد و بيست و دو كه روزگار خروج زيد بن على بود درگذشته است . زبيد محدثى مورد اعتماد بوده و او را حديثهايى است .
شمر بن عطيّة
ابن عبد الرحمان اسدى - از خاندان مرة بن حارث بن سعد بن ثعلبه است . محدثى مورد اعتماد بوده و او را حديثهاى پسنديدهيى است .
بكر بن ماعز ثورى
محدثى كم حديث بوده است .