( 1 )
ذرّ بن عبد الله
ابن زرارة بن معاوية بن عميرة بن منبّه بن غالب بن وقش بن قاسم بن مرهبه . از قبيلهء همدان و از بهترين افسانه سرايان و داستانپردازان و پيرو مذهب مرجئة بود . او پدر ابو عمر است . ذر همراه قاريانى بود كه بر حجاج بن يوسف خروج كردند .
گويد فضل بن دكين ، از گفتهء ابو اسرائيل يعنى ملائى ، از حكم ما را خبر داد كه مىگفته است * از ذر در جنگ جماجم شنيدم كه مىگفت : اين ضربهها كه به ما مىزنند چيزى جز احساس سردى آهن از دست كافرى گرفتار فتنه - از دين برگشته - نيست .
مسيّب بن رافع اسدى
گويد معن بن عيسى ، از اسحاق بن يحيى بن طلحة ، از گفتهء خود مسيب بن رافع ما را خبر داد كه مىگفته است * عمر بن هبيرة [ 1 ] او را براى سرپرستى قضاوت فراخوانده است و مسيب گفته است كه اگر در برابر اين كار به گنجايش همين مسجد خودتان طلا داشته باشم از اينكه عهدهدار قضاوت شوم شاد نخواهم بود .
مسيب بن رافع به سال يكصد و پنج درگذشته است .
ثابت بن عبيد انصارى
او زيد بن ثابت را ديده است . و مىگفته است پشت سر مغيرة بن شعبه نماز گزاردم در هر دو ركعت مفصل ايستاد - شايد سورههاى بلند خواند . ثابت محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده و اعمش و جز او از او روايت كردهاند .
هامش
[ 1 ] . از اميران بسيار زيرك مروانيان كه سالها عهدهدار حكومت ناحيهء جزيره بوده و حدود سال يكصد و ده هجرى درگذشته است . به زركلى ، الاعلام ج 5 ، ص 23 مراجعه فرماييد .