تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
( 1 ) گويد فضل بن دكين ، از سفيان ، از سلمة بن كهيل ، از ابو صادق ما را خبر داد كه عبد الله - بن مسعود - گفته است * من نخستين مردمى را كه دجال آهنگ فرو كوفتن ايشان را خواهد كرد مىشناسم و مىدانم . و چون او را گفتند كه اى ابو عبد الرحمان ! ايشان چه كسانى هستند ؟ گفت : اى مردم كوفه شماييد . گويد سفيان بن عيينه ، از گفتهء بيان ، از شعبى ما را خبر داد كه مىگفته است ، قرظة بن كعب انصارى گفت * آهنگ رفتن به كوفه كرديم ، عمر بن خطاب ما را تا منطقهء صرار [ 1 ] بدرقه كرد و دو بار وضو گرفت و غسل كرد و از ما پرسيد مىدانيد چرا شما را بدرقه كردم ؟ گفتيم : آرى بدين سبب كه ما ياران پيامبريم . گفت : فزون بر اين - شما پيش مردم شهرى مىرويد كه ايشان را با قرآن زمزمه‌يى همچون زمزمهء زنبور عسل است . آنان را با بيان احاديث از قرآن باز مداريد و سرگرم مسازيد . تنها به قرآن ممارست كنيد و كمتر از رسول خدا ( ص ) روايت نقل كنيد ، اينك برويد كه من هم شريك شمايم . [ 2 ] گويد سليمان بن داود طيالسى ، از گفتهء شعبه ، از سلمة بن كهيل ما را خبر داد كه از حبه عرنى شنيده كه مىگفته است * عمر بن خطاب براى مردم كوفه نوشت : اى مردم كوفه شما سر اعرابيد و سالار آن و شما تير من هستيد كه با آن هر كه را از هر سو آهنگ من كند من كند نشانه قرار مىدهم . اينك عبد الله - بن مسعود - را براى شما برگزيدم و پيش شما گسيل داشتم و شما را براى استفاده از او بر خود ترجيح دادم . وهب بن جرير بن حازم و يحيى بن عبّاد هر دو ، از گفتهء شعبه ، از ابو اسحاق ، از حارثة بن مضرّب خبر دادند كه مىگفته است * نامه عمر بن خطاب را كه براى كوفيان نوشته بود خواندم كه محتواى آن چنين بود : اما بعد ، همانا عمار را به اميرى بر شما و عبد الله - بن مسعود - را به معلمى و وزارت گسيل داشتم . آن دو از برگزيدگان ياران رسول خدايند . به فرمانشان گوش فرا دهيد و به آن دو اقتدا كنيد . و من نسبت به عبد الله شما را بر خود ترجيح دادم چه ترجيحى . عبيد الله بن موسى ما را خبر داد و گفت اسرائيل ، از ابو اسحاق ، از حارثه ما را خبر داد
هامش
[ 1 ] . صرار ، نام چاه آبى قديمى است در سه ميلى مدينه به راه عراق . براى آگهى بيشتر به معجم البلدان ، ج 5 ، چاپ مصر ، 1324 ق ، ص 246 مراجعه فرماييد . [ 2 ] . اين جلوگيرى عمر بن خطاب از بيان احاديث نبوى بسيار عجيب است گويا در اينكه احاديث روشن كننده راه عمل به قرآن و احكام است ترديد داشته است ؟ !