( 1 ) وابستگى بوده است .
گويد ابو بكر محمد بن ابى مرّة مكّى ما را خبر داد و گفت * مسلم بن خالد بسيار سپيد پوست و چهرهاش سرخ و سپيد بود و زنجى لقبى است كه در كودكى به او داده بودند . [ 1 ]
گويد احمد بن محمد بن وليد ازرقى ما را خبر داد و گفت * زنجى بن خالد ، فقيهى پارسا بود كه روزهء دهر مىگرفت - روزى روزه مىداشت و روزى روزه مىگشود . و كنيهاش ابو خالد بود و به سال يكصد و هشتاد به روزگار حكومت هارون درگذشت . مردى پر حديث و با اين حال در احاديث پر غلط و اشتباه بود . با آنكه از لحاظ قواى جسمى بسيار نيرومند بود ولى اشتباه و خطا مىكرد و داود عطار در حديث از او برتر بود .
محمد بن عمران
حجبى . كم حديث بوده است .
محمد بن عثمان
مخزومى . كم حديث بوده است .
يحيى بن سليم طائفى
او ساكن مكه شده و تا هنگام مرگ در آن شهر مانده است و پوستها را براى فروش آماده مىكرده است . از اسماعيل بن كثير و عبد الله بن عثمان بن خثيم روايت مىكرده است .
محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است .
هامش
[ 1 ] . نامگذارى بر عكس ، همان گونه كه به سياهپوست كافور مىگفتهاند « بر عكس نهند نام زنگى كافور » .