( 1 )
طبقه پنجم
سفيان بن عيينة
ابن ابى عمران كنيهاش ابو محمد . وابستهء خاندان عبد الله بن رؤيبة از تيرهء بنى هلال بن عامر بن صعصعة است .
گويد محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت * سفيان بن عيينة خود به من گفت كه به سال يكصد و هفت متولد شده و اصل او از مردم كوفه و پدرش از كارگزاران خالد بن عبد الله قسرى بوده است . چون خالد از حكومت عراق بر كنار و يوسف بن عمر ثقفى بر آن كار گماشته شده است ، يوسف به جستجوى كارگزاران خالد پرداخته و آنان از او گريختهاند .
عيينه بن ابى عمران پدر سفيان خود را به مكه رسانده و ساكن آن شهر شده است .
گويد عبد الرحمان بن يونس ما را خبر داد و گفت خودم از سفيان بن عيينة شنيدم كه مىگفت * نخستين كس كه - براى دانشآموزى - با او همنشين شدم عبد الكريم پدر اميه بود و در آن هنگام پانزده ساله بودم و عبد الكريم به سال يكصد و بيست و شش درگذشت .
سفيان مىگويد * به سال يكصد و شانزده در مراسم حج شركت كردم و سپس به سال يكصد و بيست حج گزاردم . زهرى به همراه پسر هشام خليفه اموى به مكه و پيش ما آمد ، و اين به سال يكصد و بيست و سه بود .
زهرى به سال يكصد و بيست و چهار از مكه رفت . سفيان مىگويد : من در حالى كه سعد بن ابراهيم پيش زهرى بود از او مسألهيى پرسيدم كه مربوط به علم حديث بود ، پاسخم نداد . سعد به زهرى گفت : پاسخ اين پسر را بده . زهرى گفت : آرى حق او را بر او عطا خواهم كرد . سفيان مىگويد : من در آن هنگام شانزده ساله بودم .
سفيان مىگويد : دو بار يكى به سال يكصد و پنجاه و ديگرى به سال يكصد و پنجاه و دو به يمن رفتم و معمر هنوز زنده بود و ثورى يك سال پيش از من رفته بود .
محمد بن سعد مىگويد حسن بن عمران بن عيينة بن ابى عمران كه برادرزاده سفيان است مرا خبر داد و گفت * در آخرين حجى كه عمويم گزارد و به سال يكصد و نود و هفت بود همراهش بودم . در عرفات پس از آنكه نماز گزارد آن گاه روى تشك خود دراز