تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
( 1 ) است و پيامبر صلى الله عليه و آله به او وصيت فرموده است و پس از او براى حسين كه حسن به او وصيت كرده است و سپس براى على بن حسين كه حسين به او وصيت كرده است پس از او براى محمد بن على كه على به او وصيت كرده است محفوظ است . عمر بن على گفت : به خدا سوگند پدرم رحلت كرد و حال آنكه دو كلمه هم وصيت نكرد . خدايشان بكشد - كسانى كه اين سخنان را مىگويند - فقط مىخواهند به نام ما نان بخورند . واى از اين خنيس خرو ، اين خنيس خرو چيست ؟ گفتم : منظورت معلى بن خنيس است ؟ گفت : آرى همو را مىگويم . به خدا سوگند مدتها در بستر خود مىانديشم از قومى كه كه معلى بن خنيس ايشان را گمراه ساخته است و خداوند خردهاى ايشان را دگرگون فرموده است [ 1 ] .

زيد بن على

ابن حسين بن على بن ابى طالب بن عبد المطلب . مادرش كنيزى است . زيد بن على اين فرزندان را آورده است : يحيى كه در خراسان كشته شد ، سلم بن احوز را نصر بن سيار به جنگ يحيى فرستاد و او يحيى را كشت ، مادر يحيى ريطه دختر ابو هاشم عبد الله بن محمد بن على ابى طالب بوده است . عيسى و حسين كه نابينا بوده و محمد كه مادرشان كنيزى بوده است . محمد بن عمر واقدى براى ما از گفتهء عبد الله بن جعفر نقل كرد كه مىگفته است * زيد بن على پيش هشام بن عبد الملك رفت و گزارشى از وام بسيار خود و نيازهايى كه داشت به او داد . هشام نه تنها هيچ نيازى از او بر نياورد كه بر او ترشرويى كرد و سخنان درشت گفت . [ 2 ] عبد الله بن جعفر مىگويد سالم بردهء آزاد كرده و وابستهء هشام كه پرده‌دار هشام هم بوده مرا خبر داد كه * چون زيد بن على از پيش هشام بيرون آمد در حالى كه از خشم سبيل خود را گرفته و آن را تاب مىداد مىگفت : آرى هيچ كس دنيا را دوست نمىدارد مگر
هامش
[ 1 ] . اين مورد هم مانند پا برگى صفحه 8 قابل تأمل است . به ويژه كه در باره معلى بن خنيس گوناگون سخن گفته‌اند . براى اطلاع به شماره 497 بخش اصحاب حضرت صادق در رجال شيخ طوسى و شماره 1114 رجال نجاشى مراجعه فرماييد . [ 2 ] . براى اطلاع بيشتر از اين موضوع و بىادبى هشام ، در منابع كهن به مسعودى ، مروج الذهب ، ج 5 ، چاپ باربيه دومينار ، ص 468 و تاريخ طبرى ، ج 7 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، بيروت ، بدون تاريخ ، ص 165 ، و شرح نهج البلاغه ، ج 7 ، چاپ محمد ابو الفضل ابراهيم ، مصر ، ص 286 مراجعه فرماييد - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 14 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد