( 1 ) مورد اعتماد و او را احاديثى است .
داود بن قيس فرّاء
كنيهاش ابو سليمان است و به او دباغ گفته مىشده است . از بردگان آزاد كرده و وابستگان قريش است و به روزگار حكومت منصور در مدينه درگذشته است .
محمد بن سعد مىگويد كه عبد الله بن مسلمة بن قعنب حارثى ما را خبر داد و گفت * من در مدينه هيچ كس را نديدم كه برتر از داود بن قيس و حجاج بن صفوان باشد - هيچ دو تنى را نديدم كه از آن دو برتر باشند .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء خالد بن قاسم ما را خبر داد كه مىگفته است * هشام بن عبد الملك ، خالد بن عبد الملك بن حارث بن حكم را بر مدينه گماشت و او روى منبر على بن ابى طالب را دشنام مىداد . روزى كه خالد بر منبر رسول خدا ( ص ) بود شنيدم مىگفت :
آرى پيامبر با آنكه مىدانست على چگونه و چگونه بود ولى چون فاطمه درباره او سفارش مىكرد به ناچار او را به كارگزارى مىگماشت . محمد بن عمر واقدى در پى اين سخن مىگفت : ابو قديد براى من نقل كرد كه خود ديدم داود بن قيس فرّاء بر زانوهاى خود نشست و به خالد گفت : دروغ مىگويى . و چنان شد كه مردم داود را حفظ كردند - چنان شد كه مردم اين سخن و جسارت او را به ياد سپردند .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء ابن ابى سبرة ، از صالح بن محمد ما را خبر داد كه مىگفته است * خواب بودم - در مسجد خوابم برده بود - در آن هنگام خالد بن عبد الملك سخنرانى مىكرده است ، ناگاه در خواب ديدم كه گويى مرقد مطهر شكافته شد و مردى از آن بيرون آمد و پياپى مىفرمود : دروغ مىگويى ، دروغ . بيمناك بيدار شدم . پس از آنكه هنگام نماز فرا رسيد و نماز گزارديم پرسيدم چه خبر بوده است ؟ مرا از آنچه خالد بن عبد الملك گفته بود آگاه كردند .
محمد بن عمر واقدى ما را خبر داد و گفت * داود بن قيس هميشه كنار محمد بن عجلان مىنشست . هنگامى كه محمد بن عجلان درگذشت داود از جايگاهى كه محمد مىنشست فاصله گرفت و جاى ديگرى كه ويژه او شد مىنشست . داود بن قيس محدثى مورد اعتماد و او را احاديثى پسنديده بوده است .