( 1 )
طبقه پنجم از تابعان مردم مدينه
يحيى بن سعيد
ابن قيس بن عمرو بن سهل بن ثعلبة بن حارث بن زيد بن ثعلبة بن غنم بن مالك بن نجّار .
كنيهاش ابو سعيد و مادرش كنيزى بوده است . يحيى بن سعيد اين فرزندان را آورده است :
عبد الحميد و عبد العزيز و امة الحميد كه او را عبيد الله بن محمد بن منذر بن زبير بن عوّام به همسرى گرفته است ، و امة الحميد كه او را مردى از فرزندزادگان عمر بن خطاب به همسرى گرفته است [ 1 ] و مادرشان امية دختر صرمة بن عبد الله بن عبد الله بن نيار ابن ابى انس بن صرمه از خاندان عدّى بن نجّار است .
محمد بن عمر واقدى از گفتهء سليمان بن بلال ما را خبر داد كه مىگفته است * يحيى بن سعيد مىخواست براى گرفتن ميراثى كه براى او فراهم آمده بود به افريقيه برود . ربيعه : بن ابى عبد الرحمان براى او مركبى از بريد فراهم آورد و او را به افريقيه گسيل داشت . يحيى بن سعيد آن ميراث را كه پانصد دينار بود با خود به مدينه آورد . گويد : مردم براى سلام و خوش آمد پيش او آمدند . ربيعه هم آمد و چون ربيعه خواست برخيزد يحيى بن سعيد او را نگه داشت و چون مردم رفتند يحيى دستور داد در را بستند آن گاه هميان خود را آورد و پيش ربيعه خالى كرد و گفت : اى ابو عثمان سوگند به خدايى كه جز او پروردگارى نيست چيزى از اين مال را نهان نكردهام و چيز اندكى از آن را در راه هزينه كردهام . يحيى بن سعيد دويست و پنجاه دينار شمرد و به ربيعه پرداخت و دويست و پنجاه دينار براى خود برداشت و بدين گونه آن مال را با ربيعه تقسيم كرد .
ليث بن سعد مىگويد : كتابى را كه حاوى احاديث يحيى بن سعيد بود پيش او آوردند و بر او عرضه كردند . او به سبب بسيارى آن احاديث شگفت زده شد كه خود آنها را ننوشته و كتابى فراهم نكرده بود و همچنان منكر آن بود . به او گفتند : اين احاديث را بر تو عرضه مىداريم ، آنچه را بشناسى تأييد خواهى كرد و آنچه را نشناسى رد خواهى كرد . و چون بر او
هامش
[ 1 ] . ظاهرا بايد امة الحميد دوم صفت صغرى داشته باشد .