تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
( 1 ) عرضه داشتند همه را شناخت و تأييد كرد . عبد الله بن صالح از گفتهء معاوية بن صالح نقل مىكرد كه * نقش انگشترى يحيى بن سعيد را به صورت « بسم الله » يا « الحمد لله » ديده است . محمد بن سعد به نقل از محمد بن عمر واقدى مىگفت * هنگامى كه وليد بن يزيد بن عبد الملك به خلافت رسيد ، يوسف بن محمد بن يوسف ثقفى را به امارت مدينه گماشت [ 1 ] و سعد بن ابراهيم را بر قضاى مدينه منصوب كرد . سپس او را بر كنار ساخت و يحيى بن سعيد انصارى را به قضاوت گماشت . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس از گفتهء مالك بن انس ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه يحيى بن سعيد آهنگ عراق داشت به من گفت صد حديث از احاديث ابن شهاب زهرى را بنويس و براى من بياور . من صد حديث از ابن شهاب نوشتم و پيش او بردم و از من گرفت . گويد ، به مالك گفتم : آن احاديث را بر تو نخواند يا تو بر او نخواندى ؟ گفت : نه ، كه يحيى فقيه‌تر از آن بود . محمد بن عمر واقدى مىگويد * يحيى بن سعيد در كوفه پيش ابو جعفر منصور آمد . در آن هنگام منصور در هاشميه بود و يحيى را به قضاوت هاشميه گماشت . يحيى به سال يكصد و چهل و سه درگذشت . او محدثى مورد اعتماد و استوار و گفته‌اش حجت و پر حديث بود .

عبد ربة بن سعيد

برادر پدر و مادرى يحيى بن سعيد است . عبد ربه دخترى به نام سعيده [ 2 ] داشته است كه محمد بن اسعد بن قيس بن عمرو بن سهل بن ثعلبة بن حارث بن زيد بن ثعلبة بن عمرو بن مالك بن نجّار او را به همسرى گرفته است و دخترى ديگر به نام فاطمه داشته كه مادرش كنيزى بوده است و او را عبد الحميد بن يحيى بن سعيد بن قيس به همسرى گرفته است . عبد ربة بن سعيد به سال يكصد و سى و نه درگذشته است . عبد ربه محدثى مورد
هامش
[ 1 ] . اين مرد از سال 125 تا 126 هجرى امير مدينه بوده است به معجم الانساب ، زامباور ، ص 36 مراجعه فرماييد . [ 2 ] . در متن كتاب سعيد است كه ظاهرا اشتباه چاپى است .