( 1 )
عبد الله بن ابى لبيد
از بردگان آزاد كرده و وابستهء خاندان اخنس بن شريق ثقفى است كه همپيمانان بنى زهرة بن كلاب بودهاند . كنيهء عبد الله ، ابو مغيره و معتقد به قدر بوده است . او از پارسايان بريده از همگان بوده و از سعيد بن مسيب و ابو سلمة بن عبد الرحمان روايت كرده و خود مردى كم حديث بوده است . او هم در آغاز خلافت ابو جعفر منصور درگذشته است .
عثمان بن وثّاب
يكى از بردگان آزاد كردهء خاندان ديل از قبيلهء كنانة است .
ابو حازم
[ 1 ] نامش سلمة و نام پدرش دينار و از بردگان آزاد كردهء خاندان شجع از بنى ليث بن بكر بن عبد مناف بن كنانه است .
ابو حازم مردى عابد و زاهد و لنگ بوده است . او پس از نماز صبح و پس از نماز عصر در مسجد مدينه براى مردم داستان - پند و اندرز - مىگفت . چون سليمان بن هشام بن عبد الملك به مدينه آمد و مردم پيش او رفتند او به ابو حازم پيام داد تا پيش او بيايد .
ابو حازم پيش او آمد . سليمان از كار و حال او پرسيد و ضمن سخن از ابو حازم پرسيد اموال تو در چه حال است ؟ ابو حازم گفت : دو مال - كشتزار - دارم . سليمان پرسيد آن دو چيست ؟ ابو حازم گفت : نخست اعتماد به خدا و ديگر نوميدى از آنچه در دست مردم است .
عبد الله بن صالح از ليث بن سعد ، از ابو حازم نقل مىكند كه مىگفته است * من در نماز براى همهء كارهاى خودم حتى فراهم آمدن نمك دعا مىكنم .
واقدى مىگويد : همسر ابو حازم او را گفت كه اينك زمستان شتابان فرا مىرسد و
هامش
[ 1 ] . از صوفيان بزرگ قرن دوم كه شرح حالش در بسيارى از منابع و از جمله به تفصيل در حافظ ابو نعيم ، حلية الاولياء ، ج 3 ، ص 229 آمده است .