تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
( 1 ) واقدى از گفتهء موسى بن محمد بن ابراهيم ما را خبر داد كه مىگفته است خود از عبد الرحمان شنيدم كه از گفتهء پدرش از گفتهء عثمان بن عفان مىگفت كه گفته است * به هنگام اجراى حدود حق شفعه و ستيز در آن باره وجود ندارد . مصعب بن عبد الله زبيرى از گفتهء مصعب بن عثمان ما را خبر داد كه مىگفته است * عبد الرحمان بن ابان گاهى خانواده‌اى را كه همگى برده بودند مىخريد و فرمان مىداد بر ايشان جامه پسنديده بپوشانند و بر موهايشان روغن بزنند و سپس آنان را پيش او آورند و خطاب به آنان مىگفت : شما در راه خدا آزاد هستيد . با آزادى شما براى رهايى از سختيهاى مرگ يارى مىجويم . گويد : او در حالى كه پس از خواندن تعقيب ميان نمازگاه خانهء خود خفته بود در گذشت . مصعب مىگفته است از مرد دانشمندى شنيدم كه مىگفت * انگيزه روى آوردن على بن عبد الله بن عباس به عبادت اين بود كه به عبد الرحمان بن ابان نگريست و گفت به خدا سوگند با آنكه من به پيامبر ( ص ) خويشاوندى نزديكترى دارم از عبد الرحمان براى عبادت سزاوارترم و براى آن تنهايى را پيشه ساخت .

ابو بكر بن عبد الله اصغر

ابن ابى جهم . نام اصلى ابو جهم چنين است : عبيد بن حذيفة بن غانم بن عامر بن عبيد الله بن عبيد بن عويج بن عدى بن كعب . مادرش كنيزى بوده است . ابو بكر نام اين شخص است - يعنى تصور نشود كه كنيه‌اش بوده است . ابو بكر بن عبد الله اصغر اين فرزندان را آورده است : عبد الله و عبيد الله و ابو عثمان و محمّد و رباح و عبدة و ليلى و ام سلمه كه مادرشان امّ ابيها دختر عبد الرحمان بن ابى جهّم است . و سعيد كه مادرش كنيزى است . و كثير و ابان و عمر و عبد الرحمان كه از كنيزان متولد شده‌اند . ابو بكر از سليمان بن ابى حثمه روايت كرده و خود كم حديث بوده است .