تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( 1 ) عمر بن عبد العزيز مىگفته است : اگر از خود اختيار مىداشتم و كار خلافت بر دست من بود بدون ترديد قاسم بن محمد يا آن ساكن اعوص يعنى اسماعيل بن عمرو را بر آن مىگماشتم . اسماعيل بن عمرو تا روزگار حكومت فرزندان عباس زندگى كرد . هنگامى كه داود به حكومت مدينه و مكه گماشته شد و به مدينه آمد به اسماعيل كه داود آهنگ گرفتن او را داشت گفتند مناسب است پنهان شوى [ 1 ] . گفت هرگز به خدا سوگند اگر چه براى چشم بر هم زدنى باشد . به داود هم گفته شد تو را چه نيازى بر آنكه اسماعيل در تنهايى به نفرين بر تو بپردازد . داود او را رها كرد و متعرض او نشد . ولى اسماعيل بن امية بن عمرو بن سعيد و ايوب بن موسى بن عمرو بن سعيد را - كه پسر عموهاى او بودند - فرو گرفت و در مدينه به زندان افكند . اسماعيل بن عمرو پس از آن اندكى زنده ماند و درگذشت . سليمان بن بلال و ابو بكر بن عبد الله بن ابى سبرة و جز آن دو از او حديث كرده‌اند . او محدثى كم حديث بوده است .

اسماعيل بن امية

ابن عمرو بن سعيد بن عاص بن ابى احيحة سعيد بن عاص بن امية بن عبد شمس . مادرش كنيزى است . اسماعيل را فرزند و نسلى نبوده است و به سال يكصد و چهل و چهار هجرى درگذشته است . او محدثى مورد اعتماد و پر حديث بوده است .

ايوب بن موسى

ابن عمرو بن سعيد بن عاص بن ابى احيحة سعيد بن عاص بن اميّة بن عبد شمس . مادرش كنيزى بوده است . ايوب پسرى به نام محمد داشت كه مادرش ام حبيب دختر امية بن عمرو
هامش
[ 1 ] . يعنى داود بن عبد الله بن عباس عموى سفاح و منصور و نخستين حاكم عباسى بر مدينه و مكه و يمن و طايف و يمامه كه چند ماهى حكومت كرد و به سال 133 هجرى در 52 سالگى درگذشت . به زركلى ، الأعلام ، ج 3 ، ص 8 و معجم الانساب ، زامباور ، ص 36 مراجعه فرماييد .