( 1 ) موسى بن اسماعيل ، از جويرية بن اسماء و عبد الله بن جعفر بن نجيح براى ما نقل كرد كه يكى از آن دو مىگفته است * نافع بن جبير در حلقهء درس علاء بن عبد الرحمان حرقى [ 1 ] كه براى مردم حديث مىخواند نشست . و چون مجلس تمام شد نافع گفت : آيا فهميديد چرا كنار شما نشستم ؟ گفتند : نشستى كه گوش دهى و بشنوى . گفت : نه من براى عرض فروتنى به پيشگاه خداوند كنار شما نشستم .
ديگرى مىگفته است وقت نماز فرا رسيد ، نافع مردى را جلو انداخت كه پيشنمازى كند ، و چون نماز گزارد او را گفت : دانستى كه چرا تو را جلو انداختم ؟ گفت : براى اينكه با شما نماز بگزارم . گفت : نه تو را مقدم داشتم كه با نماز گزاردن پشت سر تو به پيشگاه خداوند فروتنى كنم . [ 2 ]
واقدى از عبد الرحمان بن ابى زناد ما را خبر داد كه * نافع بن جبير در مدينه به سال نود و نه در آخر خلافت سليمان بن عبد الملك درگذشته است . نافع از ابو هريره روايت مىكرده و مورد اعتماد بوده و از برادرش محمد بن جبير بيشتر حديث نقل كرده است .
ابو بكر بن عبد الرحمان
ابن حارث بن هشام بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم . مادرش فاخته دختر عنبة بن سهيل بن عمرو بن عبد شمس بن عبد ودّ بن نصر بن مالك بن حسل بن عامر بن لوّى است .
ابو بكر بن عبد الرحمان اين فرزندان را آورده است : عبد الرحمان كه از او كسى باقى نمانده است و عبد الله و عبد الملك و هشام و سهيل كه از اين دو نفر آخر فرزندى باقى نمانده است و حارث و مريم كه مادر همهشان ساره دختر هشام بن وليد بن مغيرة بن عبد الله بن عمر بن مخزوم است . ابو سلمة كه از او هم فرزندى باقى نمانده است و عمر و ام عمرو كه به ربيحة هم معروف است و مادر اين سه تن ، قريبه دختر عبد الله بن زمعة بن اسود بن مطلّب بن اسد بن عبد العزّى بن قصى است . مادر قريبه زينب دختر ابو سلمة بن عبد الاسد بن هلال بن عبد الله بن عمر بن مخزوم است . و مادر زينب ، ام سلمة دختر ابى امية بن مغيرة همسر حضرت ختمى
هامش
[ 1 ] . از محدثان قرن اول هجرت كه از پدر خود و انس بن مالك روايت مىكرده است و مالك بن انس و مردمى ديگر از او روايت مىكردهاند . به ذهبى ، ميزان الاعتدال ، ج 3 ، چاپ مصر ، ص 102 مراجعه شود .
[ 2 ] . به راستى جاى شگفتى است ، مگر لازم بوده است فروتنى خود را اين چنين اظهار كند ؟