تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
( 1 ) نوشتن آغاز نامه‌ها خوش نمىداشته كه بنويسد « سلام عليك ، اما بعد » مگر اينكه در پى آن اين جمله را بيفزايد « همانا كه همراه تو پروردگارى را كه پروردگارى جز او نيست مىستايم » . اسماعيل بن عبد الله بن ابى اويس از گفتهء پدرش ، از عبد الله بن حسن براى ما نقل كرد كه مىگفته است * همه شب على بن حسين بن على بن ابى طالب و عروة بن زبير پس از نماز عشاء در انتهاى مسجد پيامبر ( ص ) مىنشستند و من هم همراهشان مىنشستم . شبى ضمن گفتگو سخن از ستم ستمگران بنى اميه پيش آمد و اينكه مجبور به زندگى با آنان هستند و توان دگرگون ساختن ظلم و ستم را هم ندارند . در دنباله سخن گفتند كه از عقوبت خدا در اين باره مىترسند . عروة به على بن حسين گفت : اى على ! هر كس از اهل ستم كناره گيرد و خداوند از خشم او نسبت به كردارهاى آنان آگاه باشد ، بر فرض كه در فاصله يك ميلى ايشان زندگى كند ، اميد است كه اگر عقوبت و عذاب خدا به ايشان برسد او از آن عذاب به سلامت بماند . گويد : عروه پس از آن از شهر مدينه كوچ كرد و در عقيق ساكن شد . [ 1 ] عبد الله بن حسن مىگفته است من هم از مدينه كوچ كردم و در سويقه ساكن شدم . فضل بن دكين از مندل ، از هشام بن عروة براى ما نقل كرد كه مىگفته است * پدرم به من وصيت كرد و گفت بر من حنوط نپاشيد . محمد بن عمر واقدى از گفتهء عبد الحكيم بن عبد الله بن ابى فروة براى ما نقل كرد كه مىگفته است * عروة بن زبير در مزارع خود كه در روستاى مجاح در ناحيهء فرع قرار داشت به سال نود و چهارم درگذشت و روز جمعه همان جا او را به خاك سپردند . محمد بن عمر واقدى گويد : به سبب مرگ بسيارى از فقيهان كه به سال نود و چهار اتفاق افتاد آن سال را « سنة الفقهاء » نام نهادند . كنيهء عروه ، ابو عبد الله بود و در مدينه خانهء بسيار بزرگى داشت .
هامش
[ 1 ] . عقيق ، نام چشمه سار و نخلستانى در حومه مدينه است كه عروة آن جا مزرعه داشته است . سويقه هم نزديك مدينه است و خاندان على عليه السلام آنجا مزرعه داشته‌اند . به معجم البلدان ، ج 5 ، ص 180 و ج 6 ، ص 199 مراجعه فرماييد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 297 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد