تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
( 1 ) عبد الله بن نمير از هشام بن عروة براى ما نقل كرد كه * عروه در هواى گرم قباى سندس كه آستر حرير داشت مىپوشيد . يزيد بن هارون از محمد بن عمرو براى ما نقل كرد كه مىگفته است * بر تن عروه تن پوش خز خاكسترى يا چيزى شبيه آن ديده است . عبيد الله بن عبد المجيد حنفى از عيسى بن حفص براى ما نقل كرد كه مىگفته است * بر تن عروه جبهء خز ديدم . يزيد بن هارون از محمد بن عمرو به ما خبر داد كه مىگفته است * عروه با رنگى كه به سياهى مىزد خضاب مىبست و نفهميدم كه آيا وسمه بر آن مىافزايد يا نه . عفان بن مسلم از حماد بن زيد ، از هشام بن عروه به ما خبر داد كه * پدرش همواره و پياپى روزه مىگرفته است . مسلم بن ابراهيم از على بن مبارك هنائى ، از هشام بن عروه به ما خبر داد كه مىگفته است * پدرش تمام روزهاى سال جز روز عيد فطر و عيد قربان را روزه مىگرفته و سرانجام در حالى كه روزه داشته درگذشته است . عبد الله بن مسلمة بن قعنب از مالك بن انس ، از هشام بن عروه به ما خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه با عروه مسافرت مىكرديم گاه روزه مىگرفتيم و گاه روزه مىگشوديم . او به ما فرمان به روزه گرفتن نمىداد ولى خودش روزه نمىگشود . يوسف بن غرق از قول ابو المقدام هشام بن زياد براى ما نقل كرد كه مىگفته است * عروه را ديدم كه در حالى كه نعلين به پا داشت نماز مىگزارد . محمد بن عبد الله اسدى و قبيصة بن عقبه هر دو از گفتهء سفيان ، از سعد بن ابراهيم به ما خبر دادند كه مىگفته است * پاى عروه گرفتار بيمارى خوره شد و آن را بريدند . عبد العزيز بن عبد الله اويسى از يوسف بن ماجشون براى ما نقل كرد كه از ابن شهاب شنيده كه مىگفته است * هر گاه عروة حديثى براى من مىگفت و سپس عمرة [ 1 ] هم همان حديث را نقل مىكرد كه مؤيد حديث عروه بود ، و چون مىسنجيدم مىديدم عروه درياى بىكرانه است . مؤمل بن اسماعيل از حماد بن زيد ، از هشام بن عروه براى ما نقل كرد كه * عروة در
هامش
[ 1 ] . منظور عمره دختر عبد الرحمان بن اسعد بن زرارة انصارى است كه از پيوستگان به عايشه بوده است . براى آگهى از شرح حالش به عمر رضا كحاله ، اعلام النساء ، ج 3 ، بيروت ، 1404 ق ، ص 356 مراجعه فرماييد - م .