( 1 ) است . عروه محدثى مورد اعتماد و فقيهى بلند مرتبه و امين و دقيق بوده و احاديث بسيارى نقل كرده است .
اسحاق بن ابى اسرائيل از عبد الرزاق بن همّام ، از معمر ، از هشام بن عروة براى ما نقل كرد كه مىگفته است * پدرم به روز حره كتابهاى فقه خود را سوزاند و پس از آن مىگفت اگر كتابهاى من مىبود دوست داشتنى تر از اهل و مال من مىبود .
معن بن عيسى از محمد بن هلال براى ما نقل كرد كه مىگفته است * ابن زبير را ديدم كه هرگز نمىگذاشت سبيلش بلند شود و به صورت بسيار پسنديده آن را كوتاه مىكرد .
عارم بن فضل از حماد بن زيد ، از هشام پسر عروه براى ما نقل كرد كه مىگفته است * عروه مىگفت : پسران من ! از من بپرسيد كه چنان رها شدهام - كسى از من چيزى نمىپرسد - كه نزديك است فراموش كنم - به فراموشى سپرده شوم - و من خود از حديث مىپرسم و حديث روز براى من گشوده مىشود .
معلى بن اسد از سلّام بن ابى مطيع ، از هشام بن عروة براى ما نقل كرد كه * پدرش هر روز يك بار غسل مىكرده است .
خالد بن مخلد از اسحاق بن يحيى نقل مىكرد كه مىگفته است * عروة را ديدم كه رداى رنگ كرده با رنگ سرخ مىپوشيد . [ 1 ]
ابو ضمرة انس بن عياض ليثى و يحيى بن سعيد هر دو از هشام بن عروة براى ما نقل كردند كه مىگفته است * براى عروه ملافه را به يك دينار به رنگ سرخ رنگ مىكردند ، و آخرين جامهاى كه پوشيد نيز با يك دينار سرخ شده بود .
عفان بن مسلم از حماد بن سلمه ، از هشام بن عروة براى ما نقل كرد كه * عروه طيلسانى مىپوشيد كه داراى حاشيه ديبا بود و بر آن نقش چهرهء مردان بود . و آن طيلسان را در حال احرام هم مىپوشيد ولى آن را گره نمىزد - تكمههايش يا بندهايش را نمىبست - ابو ضمرة انس بن عياض از هشام بن عروة درباره پدرش براى ما نقل كرد كه * به هنگام نماز پيراهن و بالاى پيراهن ملافهاى مىپوشيد .
ابو سامة از هشام بن عروه براى ما نقل كرد كه مىگفته است * بر تن عروه جامه خز ديدم .
هامش
[ 1 ] . در متن كلمه « معصفر » است ، عصفر گياهى است كه براى سرخ كردن جامه و پارچه به كار مىبردهاند - م .