تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
( 1 ) هر يك از شهيدان كه بيشتر قرآن مىدانسته است ، او را پيش از ديگران وارد گور كنيد . گويند ، عبد الله بن عمرو بن حرام نخستين شهيد مسلمانان در جنگ احد است و او را سفيان بن عبد شمس پدر ابو اعور سلمى كشته است و پيامبر ( ص ) پيش از آنكه مسلمانان به هزيمت بروند بر جسد او نماز گزاردند و پيامبر ( ص ) فرمودند : عبد الله بن عمرو و عمرو بن جموح را به مناسبت دوستى و صفايى كه با يك ديگر داشتند در يك گور دفن كنند ، و فرمودند : اين دو دوست صميمى در دنيا را در يك گور دفن كنيد . گويد : عبد الله بن عمرو مردى سرخ روى و جلو سرش بدون موى و كوتاه قامت بود و حال آنكه عمرو بن جموح مردى بلند قامت بود و هر دو شناخته شدند و در يك گور دفن شدند . [ 1 ] گور آن دو كنار مسيل بود . سالى سيل آن گور را گرفت و آشكار شد بر آن دو جسد دو پارچه بود . عبد الله زخمى بر چهره‌اش داشت كه دستش روى آن بود و همين كه دست او را از روى آن برداشتند از محل زخم خون جارى شد و چون دستش را به جاى نخست گذاشتند خون بند آمد . جابر مىگويد : پدرم را در گورش همچون خفته‌اى ديدم كه هيچ چيز آن تغييرى نكرده بود . به جابر گفته شد : آيا كفن او را ديدى ؟ گفت : او را فقط با چادرى كفن كرده بودند كه سر و صورت و نيمهء بالاى بدنش را در آن پيچيده بودند و روى پاهاى او بوته‌هاى سپنج ريخته بودند و آن بوته‌ها هم به همان حال بود و از هنگام دفن او تا آن زمان چهل و شش سال گذشته بود . جابر مشورت كرد كه جسد پدرش را با مشگ خوشبو كند . ياران پيامبر ( ص ) نپذيرفتند و گفتند : هيچ گونه كارى و تغييرى نسبت به اجساد ندهيد و آن دو جسد را از آن جا به جاى ديگرى منتقل كردند و اين به آن جهت بود كه مجراى قنات از روى گور آن دو مىگذشت . همهء اجسادى كه بيرون آوردند تر و تازه بود و دگرگون نشده بود . عمرو بن هيثم پدر قطن از هشام دستوائى ، از ابو زبير ، از جابر نقل مىكند كه مىگفته است * هنگامى كه معاويه خواست قنات مدينه را جارى سازد به ما گفته شد گور شهيدان خود را كه در جنگ احد شهيد شده‌اند تغيير مكان دهيم . اجساد را پس از چهل سال بيرون كشيديم ، همگى تر و تازه و ملايم بود و دستها و پاهايشان به راحتى تكان مىخورد [ مفاصل
هامش
[ 1 ] . اين موضوع در مغازى واقدى هم مفصل آمده است و تفاوتهاى مختصرى دارد . از جمله اينكه خواهر عبد الله بن عمرو به نام هند اجساد پاك شوهر و برادر و پسر خود را بر شترى سوار كرده بود و نام پسرش را خلاد ضبط كرده است ، ر ك : ترجمهء مغازى ، ج 1 ، ص 193 - 191 - م .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 474 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد