( 1 ) شعبة و كسان ديگرى غير از آن دو از او روايت نقل كردهاند . تمام اعقاب خبيب منقرض شدهاند و هيچ كس از ايشان باقى نيست .
سفيان بن نسر
ابن عمرو بن حارث بن كعب بن زيد بن حارث بن خزرج . واقدى و عبد الله بن محمد بن عمارة انصارى نام پدرش را همين گونه نسر نوشتهاند و موسى بن عقبه و محمد ابن اسحاق و ابو معشر ، سفيان بن بشر گفتهاند شايد هم راويان آن را درست ضبط نكردهاند . سفيان در بدر و احد شركت كرده است و اعقابى داشته است كه منقرض شدهاند .
عبد الله بن زيد
ابن عبد ربه ثعلبة بن زيد بن حارث بن خزرج . عبد الله بن محمد بن عمارة انصارى مىگويد :
ميان پدران او كسى به نام ثعلبه نبوده است ، و ثعلبة پسر عبد ربه و برادر زيد است و عموى عبد الله و اشتباه است كه او را از نياكان او بدانيد . عبد الله داراى پسرى به نام محمد است كه مادرش سعدة دختر كليب بن يساف بن عنبه و برادرزادهء خبيب است ، و دخترى به نام ام حميد كه مادرش از مردم يمن است . گروه اندكى از اعقاب او هم اكنون در مدينه باقى هستند .
واقدى از كثير بن زيد ، از مطلّب بن عبد الله بن حنطب ، از محمد بن عبد الله بن زيد نقل مىكند كه مىگفته است * كنيهء پدرم ابو محمد و مردى ميانه بالا بود . واقدى مىگويد :
عبد الله بن زيد پيش از اسلام با آنكه خط نوشتن ميان اعراب اندك بوده است ، خط مىنوشته است . عبد الله در بيعت عقبه همراه آن هفتاد تن انصار بوده است و در اين باره همگان اتفاق دارند . در بدر و احد و خندق و تمام جنگهاى ديگر همراه پيامبر ( ص ) بوده است و در فتح مكه پرچم خاندان حارث بن خزرج به دست او بوده است و همان كسى است كه چگونگى اذان گفتن را در خواب ديده است .
فضل بن دكين از زكرياء بن ابى زائدة ، از عامر شعبى نقل مىكند * عبد الله بن زيد در خواب چگونگى اذان را ديد و به حضور پيامبر آمد و به ايشان خبر داد .