تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
( 1 ) ايستادم و سپس خود را روى او خم كردم و گفتم : اى ابو عقيل . با زبانى كه بند آمده بود پاسخ داد و پرسيد پيروزى از كيست ؟ صدايم را بلند كردم و گفتم : مژده باد كه دشمن خدا كشته شد . انگشتش را به سوى آسمان بلند كرد و خدا را ستود و هماندم درگذشت . خدايش رحمت كناد . ابن عمر مىگويد : پس از آنكه پيش پدرم عمر آمدم و تمام خبر را براى او گفتم ، گفت : خدايش رحمت كناد همواره در آرزو و جستجوى شهادت بود و تا آنجا كه مىدانم از گزيدگان اصحاب پيامبر ما و از مسلمانان قديمى بود . دو تن .

از بنى ثعلبة بن عمرو بن عوف

عبد الله بن جبير

ابن نعمان بن امية بن برك كه همان امرؤ القيس است ، ابن ثعلبة بن عمرو بن عوف . مادرش از بنى عبد الله بن غطفان است . به روايت موسى بن عقبه و محمد بن اسحاق و ابو معشر و واقدى عبد الله بن جبير در بيعت عقبه همراه هفتاد تن انصار بوده است . عبد الله بن جبير در جنگهاى بدر و احد شركت كرد و پيامبر ( ص ) در جنگ احد او را به فرماندهى پنجاه مرد تيرانداز گماشت و دستور فرمود در محل عينين كه نام كوهى در قناة ( احد ) است نگهبانى دهند و به آنان تأكيد فرمود كه همين جا باشيد و مواظبت كنيد كه از پشت سر مورد حمله قرار نگيريم . اگر ديديد ما به جمع كردن غنيمت مشغول شديم شما با ما در آن كار شركت مكنيد و اگر ديديد كشته مىشويم ما را يارى ندهيد . ولى همين كه مشركان روى به گريز نهادند و مسلمانان شمشير در ايشان نهادند و به تعقيب ايشان پرداختند و اردوگاه مشركان را غارت و غنيمت جمع كردند ، برخى از آن تير اندازان به برخى ديگر گفتند : چرا بيهوده اين جا ايستاده‌ايد و حال آنكه خداوند دشمن شما را مغلوب و مجبور به گريز فرموده است . شما هم همراه برادران خود به جمع كردن غنيمت بپردازيد . برخى ديگر گفتند : مگر نمىدانيد كه پيامبر ( ص ) به شما فرمود مواظب پشت سر ما باشيد ؟ بنابر اين از جاى خود حركت مكنيد . ديگران گفتند : مقصود پيامبر ( ص ) چنين نبود و اكنون خداوند دشمن را خوار و زبون و مجبور به گريز كرد . در اين هنگام فرمانده ايشان عبد الله بن جبير كه با پارچهء سپيدى نشان بر خود زده